مبادرت مىورزند . » « 1 »
در اندرون دربار يعنى در حرمسراى سلاطين صفوى ، هميشه عدهاى زن عقدى و تعداد كثيرى كنيز عمر خود را با رنج روحى شديد سپرى مىكردند . زيرا گذشته از رقابت و حسادتى كه معمولا بين آنان حكومت مىكرد ، از محروميت جنسى نيز بسيار ناراحت بودند . زيرا كه شاه معمولا به زنان سوگلى خود توجه مىكرد و زنان معمولى شايد سالى يكى دو بار با شاه همبستر مىشدند . به همين علت تعيشات غيرطبيعى مخصوصا ( طبق زدن ) بين آنان خيلى رواج داشت .
شاه عباس چون كمابيش به اين حقيقت توجه داشت ، به قول پيترو دلاواله گاهگاه زنان حرم خود را مطلقه مىكرد و به عقد ازدواج بزرگان و سركردگان خود در مىآورد . « 2 »
يك بار شاه به يكى از رجال نظر كرد ، در پايان ميگسارى شبانه گفت : « آيا ميروى تا ايامى را با آن زن به سر آورى ؟ منظورش زنى بود كه پس از فسخ نكاح از حرمسراى خود به او بخشيده بود . خان جواب داد « البته » و اضافه كرد كه سعى خواهد كرد به بهترين وجهى به اين زن بپردازد ، زيرا بايد به زنان اعطايى شاه واقعا خدمت كرد . شاه به خنده پرسيد « خلوت را با او چگونه مىگذرانى ؟ » جواب داد . « عالى » و سپس جام را سركشيد . پيترو كه در اين مجلس حضور داشت ، مىنويسد شاه در جام خود شراب ريخت ، و در حالى كه با دست خود آن را حركت مىداد تا سرد شود ، به من تعارف كرد . من هم از لحاظ ادب گرفتم و نوشيدم و شاه به همان شيوهء سابق براى خود در همان جام شراب ريخت و سركشيد . » « 3 »
در جاى ديگر مىنويسد : « يك روز شاه سى زن حرم خود را به اشخاص مختلفى شوهر داد ، زنى را كه شاه به اين صورت شوهر مىدهد و از حرم خارج مىكند ، به كجاوهاى روى شتر مىنشانند . كجاوه ، صندوق بزرگ سرگشادهاى است كه بر يك طرف شتر بسته مىشود و در طرف ديگرش نيز محفظهء مشابهى قرار گرفته كه محتوى اسباب و اثاثيهء زن يعنى بالش و لحاف و دوشك و لباسها و طلا و جواهرات و خلاصه تمام اشيايى است كه او در حرم داشته است .
وقتى زن از طبقهء خيلى پايين نباشد ، علاوه بر اين اشياء و اثاثيه ، حتما دويست تا سيصد سكهء طلا نيز با خود دارد . زيرا به طورى كه مىدانيد ، در مشرقزمين زن مالى به شوهر نمىدهد و جهيزيه به صورتى كه نزد ما معمول است به خانهء او نمىبرد بلكه فقط اسباب و اثاثيهء خود را به خانهء همسر نقل مكان مىدهد . »
قدرت سلطان : كمپفر كه در زمان شاه سليمان صفوى در ايران بود ، مىنويسد : « شاه صفوى ايران از حقوق كاملا نامحدود و مستقل در اعمال قانون برخوردار است و در بقيهء جهان قدرت دولت يا با توافقى رسمى و شناخته شده يعنى توسط قانون اساسى محدود مىشود ، يا موانعى در راه آن وجود دارد . . . اما شاه صفوى بر خلاف آنچه گفته شد ، به هركارى مجاز است و
هامش
( 1 ) . تاريخ اجتماعى طاهرى
( 2 ) . سفرنامهء پيترو ، ص 268
( 3 ) . همان ، ص 259