و در صفحهء 17 كتاب خود بار ديگر مىنويسد : به تحقيق دانستم كه دولت را خدا مىدهد و به جد و قوت امرا سواى زيان به كس نمىرسد .
در صفحهء 33 همان كتاب براى فرار از كار و مسئوليت به اين بيت حافظ استناد مىجويد و مىگويد :
كار خود گر به خدا بازگذارى حافظ * اى بسا عيش كه با بخت خداداد كنى » « 1 »
سازمان حكومتى در عهد صفويه
شوراى شاهى وزيران : با اينكه در ايران قرونوسطا از دموكراسى و مفهوم واقعى آن نام و نشانى نبود ، با اين حال گاه سلاطين بنابر مصالح شخصى يا به حكم دورانديشى و محافظهكارى ، در مسائل مهم مملكتى با اشخاص بصير و كاردان زمان خود مشورت مىكردند .
به طورى كه دالساندرى مىنويسد : « شوراى دولتى يا به تعبير امروزى هيأت وزيران ، تحت رياست عاليهء شاه طهماسب همه روزه جز روزهايى كه ويژهء ناخن گرفتن و گرمابه رفتن پادشاه بود ، تشكيل مىشد . در اين شوراى دوازده نفرى ، بزرگترين اميران لشكرى و بزرگان كشور كه پيشينهء درخشانى در كارهاى گوناگون داشتند ، شركت مىجستند . آنچه در دوران پادشاهى طهماسب صورت مىگرفت ، دنبالهء كارهايى بود كه وزيران باكفايت و خردمندى چون نجم الدين مسعود نجم ثانى و شاهحسين اصفهانى و جلال الدين تبريزى در دوران پادشاهى اسماعيل آغاز كرده بودند . اين ميراثى بود كه به وزيراعظم شاه طهماسب يعنى معصوم بيگ صفوى رسيد و وى به اتكاى بستگى و اعتماد شاه ايران در راه حفظ مصالح كشور صفوى و بسط قدرت پادشاه كوششهاى بىدريغ كرد . دالساندرى مىنويسد : شاه بر روى مصطبهاى قرار مىگيرد كه چندان از سطح زمين بلندتر نيست ، هنگامى كه دربار تشكيل مىشود ، پسرانش به ويژه سلطان حيدر ميرزا كه دستيار پدر در اجراى كارهاى مهم است ، در عقب سرش مىنشينند و هرگز پادشاه غايب نمىشود . وزراى پادشاه كه چهار نفرند ، پيش روى او بر زمين مىنشينند ، در آغاز پادشاه موضوعهاى گوناگونى را طرح مىكند و دربارهء آنها سخن مىگويد و نظر هريك از وزيران خويش را دربارهء مسائل جويا مىشود . هركدام به نوبت برمىخيزند و به نزد شاه آمده با صداى بلند عقايد خود را به عرض مىرسانند تا سايرين نيز گفتههاى آنان را بشنوند . در اثناى اين گفتگوها اگر مطلبى به گوش شهريار بخورد كه پسند خاطرش باشد گاهى به وزيراعظم خود دستور مىدهد تا آن موضوع را روى صفحهء كاغذى يادداشت كند . اما اغلب اوقات خودش به دست خويش اينگونه مطالب را مىنويسد . بدينسان هركدام از اميران و درباريان شاه به فراخور حال و به نسبت درجه و مقام خويش عقايد خود را بيان مىكنند ، اگر دربارهء موضوعى
هامش
( 1 ) . تذكرهء شاه طهماسب ، چاپ برلين ، محرم 1343