چهل و سوم - و سررشتهء حساب از دست ندهند و اين گروه را هميشه در دل خود متهم دارند .
چهل و چهارم - و از نزديكان و خدمتگاران خبردار باشند كه به وسيله قرب ستم نكنند .
چهل و پنجم - و از چربزبانان نادرست كه در لباس دوستى كار دشمنى مىكنند حذرناك باشند كه فسادها ازين رهگذر پديد مىآيد . . .
چهل و ششم - و پيوسته از جاسوسان خبردار باشند .
چهل و هفتم - و به يك جاسوس خصوصى در مقام احتمال غرض اعتبار نكنند ، كه راستى و بىطمعى كمياب است .
چهل و هشتم - پس در هرامرى چند جاسوس تعيين كنند كه از يكديگر خبردار نباشند و تقريرات هريك را جدا بشنوند و پى به مقصود برند .
چهل و نهم - و جاسوسان بايد غير معروف باشند .
پنجاهم - و سپاهيان را پيوسته ورزش فرمايند .
پنجاه و يكم - و به شكار و سير معروف نباشند ، مگر به جهت ورزش سپاهيگرى .
پنجاه و دوم - واحدى در كل ممالك غلات را از رعايا به طمع گرانى انبار نكند .
پنجاه و سوم - و در امنيت طرق و شوارع چه در شوارع و چه در معمورها از كيسهبر ، و شبدزد و رباينده اثر نگذاشته ، براندازند .
پنجاه و چهارم - و هرچه گم شود يا به تاراج رود يا دزدان برند ، پيدا سازند و الا خود ، از عهده برآيند .
پنجاه و پنجم - و اموال غايب و متوفى از هردين و مذهب باشد تحقيق نمايند ، اگر وارث داشته باشد به آنها گذارد و اگر وارث نباشد به امين معتمد سپارند . . . هرگاه صاحب حق پيدا شود ، به او وصول يابد . . . مبادا سيرچشمى از ميان برخيزد .
پنجاه و ششم - و در ارزانى نرخها كوشش نمايند و نگذارند كه مالداران بىمصلحت دولت قاهره ، به طمع آنكه كمكم گرانفروشند ، بسيار خريده و ذخيره نمايند .
پنجاه و هفتم - و رسم تجارت را از غلات ضروريه براندازند .
پنجاه و هشتم - و كمال پيروى نمايند كه اثرى از شراب نباشد .
پنجاه و نهم - و خورنده و فروشنده و كشندهء آن را چنان سياست نمايند
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٢٥