تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
كه موجب عبرت ديگران گردد . شصتم - و در غير نقاره خانه‌هاى همايون كه در ممالك محروسه است ديگر در جايى سرنا و ساز ننوازند و اگر معلوم شود كه احدى سازى ساخته ، هر دف باشد مجرم است . شصت و يكم - و در لوازم جشن نوروزى و عيدين و مولود و ساير اعياد متعارفه اهتمام نمايند . شصت و دوم - و در روزهاى عيد در شهر نقاره نوازند . شصت و سوم - و در هيچ وقت زن ، بىضرورت بر اسب سوار نشود و اگر چه ضرورت اقتضا كند ناممكن باشد برزين سوار نشود و لجام خود به دست نگيرد . شصت و چهارم - و امردان و زنان هرچند عجوزه باشند ، در كنار معركه‌هاى قلندران و بازيگران و امثال آن مقام نكنند . و اگرچه اصناف اين گروه را از معركه‌گيرى منع نفرموده‌ايم ، اما قدغن است ، اطفال زياده بر دوازده ساله را در معركه با خود نياورند . شصت و پنجم - و در هرشهر و قريه از ممالك محروسه تفحص كنند هر گاه طفلى يتيم مانده باشد و كسى از اقربا نداشته باشد كه پرورش او كند ، اگر وضيع و خردسال است دايهء معتمدى تعيين نموده و به او سپارند كه تربيت كند و بعد از رسيدن به سن تميز براى ذكور ، معلم صالحى ، از براى اناث زن بيوهء عفيفه تعيين نموده اطفال ايتام را به ايشان سپارند كه تعليم و تربيت او كند و پسرى كه آموختن پيشه و صنعتى مناسب و موروثى او باشد روز به كسب رفته شب نزد معلم آيد ، و چون به سن رشد و بلوغ رسند ، بر وفق شريعت غراذكور را به اناث نكاح نمايند و تعيين وظيفهء معلم و مربى به قدر حال و اخراجات ضرورية اطفال نموده ماه به ماه عمال ديوانى ، هر محال از عين المال ديوان بلا تأخير به اطلاع حكام شرع و عرف همان شهر و محال برسانند و در نوروز هر سال براى اطفال و معلمين فردا فرد دو دست سراپا مناسب حال و در اول ميزان لباس زمستانى يك دست . شصت و ششم - و در عروسى آنچه لايق حال او باشد ، فى الجمله تدارك ما يحتاج زندگى همه از سركار ديوان اعلى سامان نموده مجرى دانند . و اگر ايتام صد باشد و اگر يك ، به همين دستور غلامان و كلانتران هرشهر و محال مقررى را رسانيده سررشتهء آن را سال به سال نام به نام به نظر اقدس رسانند . شصت و هفتم - و دستور العمل دار القضاء آنچه متعلق بر آن است و