تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
دستور العمل معاملات و ضوابط متعلق به آن را در ضمن دو طغرا فرمان همايون كه در سنهء سابقه عز صدور يافته برقرار دارند . شصت و هشتم - و بره و بزغاله مادام كه به شش ماه حلال نرسد ، در هيچ مكان نه در خانه‌ها و نه در صحراها ذبح ننمايند و احدى مرض و بيم مرگ آن را عذر ذبح نسازد و اگر بميرد گو مرده باشد ذبح نكنند . شصت و نهم - و صاحبان اموال و كرايه‌كشان بىضرورت اتفاقيه به شتر زياده از يك صد من تبريزى و به استر زياده از هشتاد من و الاغان زياده از پنجاه من بار نكنند و بر هرباب آنچه به قانون اعتدال و انصاف نزديك‌تر باشد اختيار كنند . مستوفيان عظام ، اين فرمان واجب الاذعان را به ثبت دفاتر خلود نموده بيگلربيگيان و حكام و خلفاى عالىمقدار سواد آن را به اولوسات و قرى و نواحى متعلقه به خود رسانيده مضمون مبارك آن را بشنوانند و در سر چهار شهر از امصار معتبرهء مشهورهء عراق و آذربايجان همين فرمان اقدس را لوح سنگ خارا نقش ، در محل شايسته نصب نمايند تا كارگزاران روزگار را هوش‌افزا و ازين خاندان نبوت ولايت قانون سلطنت به يادگار در جهان باشد . » محمد تقى دانش‌پژوه ضمن مقدمهء جامعى كه بر اين آيين‌نامهء تاريخى نوشته مىگويد : « آيين او كه ياد كرديم ، فرمانى است داراى هفتاد بند و دستورنامهء ادارى و سياسى اوست و درست مانند ياساى غازانى و چهل حكايت اوست كه در تاريخ مبارك غازانى نقل شده است و در آن از موسيقى و شراب منع شده است و دستور داده شده كه آن را در چهار شهر عراق و آذربايجان در سنگ خارا نقش كنند و اين سنگ را در جاى مناسبى نصب نمايند . » دانش‌پژوه يادآور شده است كه در فرمان نخستين شاه طهماسب دستور داده بود كه زنان رقاص در شهرهاى سر راه همايون در جلوى او پاىكوبى كنند . گويا از توبه نصوحى كه كرده بود بازگشته است . « 1 » تذكرهء شاه طهماسب : از مطالعهء تذكرهء شاه طهماسب مىتوان كمابيش از طرز فكر و انديشه‌هاى سياسى و اجتماعى اين مرد بىهنر و نالايق پى برد . وى در صفحهء چهارده كتاب خود اخى سلطان تكلو و دمرى سلطان شاملو را كه در جنگ عبيد ازبك كشته شده بودند ، مورد ملامت قرار مىدهد و مىنويسد : « بىرضاى من رفته بودند و مىخواستند كه رشيد و صاحب داعيه باشند ، ندانستند كه كار به كوشش نيست . »
اى به كوشش فتاده از پى بخت * بخت و دولت به كاردانى نيست
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از مجلهء بررسيهاى تاريخى ، شمارهء مسلسل 38 ، سال هفتم ، شمارهء 1 ، صفحهء 121 تا 142