شد آنكه چون حضرت ملك ذو الجلال و خداوند لم يزال . . . پادشاهى عرصهء جهان . . . به القاب همايون ما موشح و مزين ساخته ، مقرر داشتيم كه من بعد هيچ آفريده از امراء عظام و مقربان كرام و ملازمان درگاه فلك احتشام و قورچيان ظفر فرجام ، خلاصه غلامان و ملازمان بيوتات شريفه از هرطايفه و طبقه هركه بوده باشد ، در خانهء احدى نزول ننموده ، پيرامون نگردد . و هر كس در هرخانه نزول داشته باشد ، در روز بيرون رفته و توقف ننمايد تا همگى به فراغت خاطر در خانه و مكان خود ساكن بوده دعا به دوام دولت ابدى الاتصال ما نمايند .
فرمان ديگرى مربوط به سال 911 هجرى در دست است و به موجب آن شاه اسماعيل صفوى پس از مقدمهاى مىنويسد : « من بعد هركس كه بر خانهها و محلات اصفهان و سكنهء آنها چيزى حواله نمايد ، يا هركس كه دهد و . . . ستاند واجب القتل باشد . خلافكننده در لعنت خدا و رسول و به عتاب شاهى گرفتار . » « 1 »
( قسمتى از اين فرمان لا يقرء است )
آيين مملكتدارى به نظر شاه تهماسب صفوى
آيين شاه تهماسب صفوى در قانون سلطنت : « حكم جهانمطاع عالم مطيع از منبع عاطفت و معدن رأفت شاهنشاهى شرف نفاذ يافت كه منتسبان درگاه سلاطين سجدهگاه و كارگزاران بارگاه خلايق اميدگاه از برادران و فرزندان عالىتبار و بيگلربيگيان و ولات و خلفا و سرداران و امرا و خوانين معظم و ساير منصبداران و وزراء و مستوفيان و ضابطان و عاملان جزء كل و كوتوالان قلاع و سفيدريشان اويماقات و كلانتران و كنجدايان و راهداران و جمهور ملازمان استان خلافت نشان و منتظمان مهام اقطاع و اصقاع فرمانپذير بوده بدانند . . . اين دستور العمل را كه الحال از موقف جلال ، عز اصدار مىيابد ، در انتظام احوال عباد و بلاد پيش نهاد و مدار عليه نموده ، سر موى انحراف نورزند و در عهده شناسند .
اول - به طريق اجمال آنكه در جميع كارها از عادات و معاملات و عبادات رضاى الهى را جويا بوده و نيازمند درگاه ايزدى باشند و خود را و غير خود را تا توانند همت بر آن گمارند كه منظور نداشته خالصانه شروع در آن كار كنند .
دوم - ديگر آنكه خلوت دوست نباشند كه اين رسم درويشان صحراگزين است و پيوسته عامنشين و در كثرت بودن عادت نكنند كه طريق
هامش
( 1 ) . گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، تأليف دكتر لطف اللّه هنرفر ، ص 83 و 77