او را چگونه كشتند . . . » « 1 »
نمونهء ديگرى از ظلم و استبداد : شاه سليمان صفوى « شيخعلى خان را احضار داشته به او فرمود بايد تغيير در حالت خود داده با من در شراب موافقت كنى ، شيخعلى خان در جواب گفت : « نشأه شراب بانشأه جوانى مناسب است و زندگى و رفتار من بايد موافق پيرى باشد . » شاه سليمان فرمود : « بايد جامى شراب يا مقدار معجون نشاط صرف كنى . » پير بيچاره معجون را قبول كرد ، و چون بر خلاف عادتش بود ، اطوار ناهنجار از او بروز نمود . پادشاه بخنديد و اهالى دربار را خواسته ، وزير بىنظير را ملاحظه كردند . پس فرمود تا ريش او را تراشيده به خانهاى بردند . چون به هوش آمد و واقعه را دانست ، از خدمت وزارت استعفا نمود . » « 2 »
در محاصرهء اصفهان محمود افغان به بهانهاى ارمنيان جلفا را تهديد به قتل عام كرد . چون روحانيون به وساطت برخاستند ، محمود از سر قتل آنان درگذشت ، صد و بيست هزار تومان جريمه مطالبه نمود . در اثر جزع و اصرار بسيار ، سرانجام قرار شد ارمنيان هفتاد هزار تومان بدهند « مأمور محمود كلانتر و بزرگان جلفا ، دور خانهها راه افتادند و از هرخانه هرآنچه جواهر ، مرواريد ، طلا ، نقره و پارچههاى زرى بود ، بگرفتند و همه را در جايى جمع آوردند . پارچههاى زرى را كه با تارهاى سيم و زر بافته شده بود ، ربع قيمت واقعى به حساب آوردند . جواهرات و مرواريدها و طلاها هرچه بود ، همه را با ترازوى علافى كه با آن جو مىكشند ، وزن نمودند و هر مثقال را برابر هزار دينار قيمت حساب كردند . به اين معنى كه آنچه در واقع بيش از بيست هزار تومان ارزش داشت ، فقط نه هزار تومان براى آن ارزش قايل شدند . . . آنان همچنان شصت و دو دختر از جلفا بردند و پس از اينكه مدتى آنها را نگاه داشتند ، پنجاه تن را آوردند و دوازده تن ديگر را به عنوان زنهاى خويش نگاه داشتند . » « 3 »
فرمان منع ورود امراى عظام و مقربان و ملازمان پادشاهى به خانه و كاشانهء مردم
قدرت سلاطين : در تمام دورهء قرونوسطا نه تنها سلاطين ، بلكه كليهء امرا و مقربان و ملازمان پادشاهى مىتوانستند بر مال و جان مردم تعدى و تجاوز كنند و حتى مأمورين دولت به خود حق مىدادند كه به عنف در خانه و كاشانه مردم سكنى گزينند . در چهلستون اخلاق بين گنبد نظام الملك و چهلستون سلجوقى مجاور آن ، لوح سنگى به طول يك متر و عرض هفتاد و دو سانتيمتر نصب شده كه به خط ثلث برجسته چنين نوشته شده است « فرمان همايون
هامش
( 1 ) . زندگى شاه عباس اول ، ج 1 ، ص 223 ، همين كتاب ، ص 29
( 2 ) . فارسنامهء ناصرى ، پيشين ، ص 154
( 3 ) . دكتر باستانى پاريزى ، سياست و اقتصاد صفوى ، پيشين ، ص 343 به بعد ، نقل از سقوط اصفهان ، ص 49