تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
رئيس دولت در اين مرحله به برگزيدن رجال و اتكاء به موالى و ياران نمك‌پرورده همت مىگمارد و بر عهده اين گروه مىافزايد تا بتوانند كسانى از افراد خاندان و عصبيت خود را كه ادعاى همسرى با وى دارند و خود را در بهره‌مندى از مزاياى كشور سهيم و شريك او مىدانند سركوب كند و از عرصهء رقابت بيرون راند ، بنابراين سلطان رقيبان را گوشمال مىدهد تا زمان فرمانروايى مستقلا در كف او قرار مىگيرد و حاكميت در خاندان او پايدار مىشود و خودكامگى به وى منحصر مىگردد . ازاين‌رو بنيانگذار اين مرحله ، به علت مدافعه و زدوخورد با حريفان خويش همان رنجها و مشقتهايى را كه پايه‌گذاران مرحلهء نخستين در بدست آوردن كشور مىبرند ، تحمل مىكند ، بلكه كار او دشوارتر و پررنج‌تر است ، زيرا پايه‌گذار نخستين ، با بيگانگان ، به كشمكش و زدوخورد مىپردازد . . . در صورتى كه پادشاه در مرحلهء دولت با نزديكان و رقيبان خويش به ستيزه‌جوئى برمىخيزد . . . . مرحله سوم دوران آسودگى و آرامش دولت براى برخوردارى و بدست آوردن نتايج و ثمرات كشوردارى است ، نتايجى كه طبايع بشر بدانها دلبسته و آرزومند است ، مانند كسب ثروت و نيكنامى و بيادگار گذاشتن آثار جاويد و نام‌آورى و شهرت‌طلبى ، از اينرو ، تمام هم خود را مصروف امور خراج‌ستانى و موازنه دخل‌وخرج و محاسبه هزينه‌ها و مستمريها و ميانه‌روى در آنها مىنمايد و به پىافكندن بناهاى زيبا و كارگاههاى عظيم و شهرها و آبادانيهاى پهناور و معابد باشكوه همت مىگمارد ، و به هيأتهاى نمايندگى از اشراف و ملتها و بزرگان و سرآمدان قبايل بار مىدهد و آنان را مشمول احسان خويش مىكند ، و كسانى را كه شايستگى دارند مشمول انعام و نيكوكارى خويش قرار مىدهد ، گذشته از اينكه ياران و حاشيه‌نشينان و هواخواهان خويش را مورد عنايت قرار مىدهد ، و در گشايش احوال و فراخى معيشت و جاه و جلال ، از راه بخشيدن اموال و برآوردن پايگاه آنان ، سعى بليغ مبذول مىدارد ، و اصلاح حال سپاهيان را هدف خويش قرار مىدهد و دربارهء وضع معاش و پرداختن حقوق ايشان در آغاز هر ماه توجه و عنايت خويش را دريغ نمىكند ، تا آثار آن در وضع لباس و سلاح و نشانها و جز اينها نمودار گردد ، آنوقت دولتهاى صلح‌جويى كه با آن دولت دوست و هم‌پيمان هستند بدان مباهات مىكنند ، و دولتهاى جنگ‌جو و دشمن بيمناك و هراسان مىشوند . اين مرحله آخرين مراحل استبداد و خودكامگى خداوندان دولت است ، زيرا دولتها در همهء اين مراحل تلاش مىكنند كه براى آيندگان خويش استقلال رأى و تسلط در فرمانروايى و ارجمندى بدست آورند و جاده‌ها را براى ايشان هموار سازند . مرحلهء چهارم دوران خرسندى و مسالمت‌جوئى است و رئيس دولت در اين مرحله به آنچه گذشتگان وى پايه‌گذارى كرده‌اند قانع مىشود و با امرا و پادشاهان ديگر ، راه مسالمت‌جويى پيش مىگيرد ، و در آداب و رسوم و شيوه سلطنت به تقليد از پيشينيان خود ،
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 205 | مرتضى راوندى