نتايج حكومت مطلقه و آثار تجملخواهى
ابن خلدون ، انديشمند و جامعهشناس معروف كه در عهد امير تيمور مىزيست ضمن بحث در پيرامون خصوصيات حكومت مطلقه مىنويسد ، « يكى از مقتضيات طبيعى كشوردارى ناز و نعمت و تجملخواهى است و در نتيجه اين وضع عادات و رسوم بسيارى در ميان اعضاى دولت رواج مىيابد . . . و دخل ايشان با خرج برابرى نمىكند ، بدينسبب تهىدست در ميان ايشان از بينوائى مىميرد و آنكه در ناز و نعمت است مستمرى خويش را صرف وسايل تجمل مىكند و در فراخى معيشت و خوشگذرانى مستغرق مىگردد آنگاه اين وضع . . . به مرحلهاى مىرسد كه كليهء حقوق و مستمرى خدمتگزاران دولت در برابر فزونى عادات تجملى كافى و وافى نمىباشد » سپس مىنويسد : در چنين شرايط سلطان مستبد به مصادرهء اموال ثروتمندان مىپردازد تا مخارج خود و ايادى و نزديكان را تأمين كند و چون از اين راه احتياج دولت و اطرافيان فراهم نمىشود ناچار دولت با افزايش خراجهاى گذشته و تحميل مالياتهاى جديد مىكوشد اطرافيان و لشكريان را راضى نگه دارد ولى اين كوششها بىحاصل است اساس حكومت متزلزل مىشود ، و همسايگان و قبايل تازهنفس از وضع موجود استفاده مىكنند و بنيان دولت پوسيده را درهم مىريزند .
ابن خلدون از قيام مردم ، عليه شهرياران ستمگر سخن مىگويد و مىنويسد : « چه بسيارى از كسانى كه پرستش حق را پيشه خويش مىساختند . . . بر ضد اميران ستمگر قيام مىكردند و آنها را به تغيير رفتار زشت دعوت مىنمودند و امر به معروف و نهى از منكر به اميد اينكه ازين راه به ثواب ايزدى نايل آيند پيشهء خويش مىساختند در نتيجه پيروان بسيارى بر آنان گرد مىآمدند . . . و جان خود را در اين راه ، در معرض خطرات و مهلكهها قرار مىدادند » « 1 » سپس ابن خلدون مىگويد در صورتى كه قيامهاى دستهجمعى از طرف قبايل و عشاير پشتيبانى نشود قادر نيست وضع پادشاهان و دولتهاى مستحكم و نيرومند را متزلزل سازد . ولى در هرحال امر به معروف و نهى از منكر ضرورى است بعد از قول پيامبر ( ص ) مىنويسد « هر كه از شما منكرى بيند بايد آن را به دست خويش تغيير دهد و اگر نتوانست به زبان خود آن را بازگويد و اگر از اين راه هم ميسر نباشد پس به دل خود آن را بد شمرد . » « 2 »
پيدايش حكومت فردى به نظر ابن خلدون
ابن خلدون كه از صاحبنظران و متفكرين عاليقدر قرون وسطاست تحت عنوان « خودكامگى ( حكومت مطلقه ) از امور طبيعى كشوردارى است » مطالبى مىنويسد و اينطور اظهارنظر مىكند كه : در جنگ بين قبايل و عصبيتهاى گوناگون سرانجام يكى كه نيرومندتر است بر ديگران مسلط مىشود و ديگران را مسخر فرمان خود مىكند و « چون خوى خودپسندى و غرور و عار و ننگ كه از سرشتهاى حيوانى است در وى وجود دارد ، خواهى نخواهى از شركت دادن در امور فرمانروائى
هامش
( 1 و 2 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ج 1 ، ترجمهء گنابادى ، ص 312 به بعد