استرداد كن و مدارس و مساجد و خانقاهها و پلها و راهها و بناهايى را كه قدما ساختهاند و رو به خرابى نهاده ، از نو آباد كن و از معاشرت بسيار با زنان پرهيز كن . از افراط و تفريط حذر كن ، و در شجاعت و سخاوت غلو منما كه « افراط شجاعت و سخا ، تهور ، و اسراف و جنون و اتلاف است » با غلامان ماهپيكر معاشرت مكن . از فراگرفتن علم غفلت مورز ، هرگز مرگ را از ياد مبر .
سخن مادر و اندرز پدر را گوش كن و دل ايشان ميازار . در هنگام جوانى پيرى و در وقت پيرى ، جوانى مكن . از پرخورى پرهيز كن ، عاشق مشو ، و در نزديكى با زنان افراط مكن . پرگو مباش ، انصاف و عدالت را رعايت كن . رسولى كه به جايى مىفرستى ، زيرك و دانا و هشيار ، و گويا و فصيح و توانا باشد . هرچه گويد از سر عقل گويد كه دشمن همچنانكه او را بيند ، مرتبهء تو را از فرستادهء تو معلوم كند . »
خواجه نصير الدين طوسى در اخلاق ناصرى « 1 » نيز ضمن گفتگو از « سياست ملك و آداب ملوك » ، از سياست فاضله سخن مىگويد و مىنويسد : « پادشاه بايد تمسك به عدالت كند و رعيت را به جاى اصدقا دارد ، و مدينه را از خيرات عامه مملو نمايد و خويش را مالك شهوات دارد . . . » سپس مىنويسد : « خيرات عامه امن بود و سكون و مودت با يكديگر ، و عدل و عفاف و لطف و وفا و امثال آن و شرور عامه خوف بود و اضطراب و تنازع و جور و حرص و عنف و غدر و خيانت و مسخرگى و غيبت و مانند آن ، مردمان در هردو حال نظر بر ملوك داشته باشند و اقتدا به سيرت ايشان كنند . و از اينجا گفتهاند « الناس على دين ملوكهم و الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم » و يكى از ملوك گويد : نحن الزمان من رفعناه ارتفع و من وضعناه اتضع . . . »
روش سياسى تيمور
در اندرزنامهء تيمورى مشهور به توزوك « 2 » تيمورى كه بعضى آن را منسوب به تيمور لنگ مىدانند ، تعاليمى به چشم مىخورد كه با روش مستبدانهء تيمور ، به هيچ وجه هماهنگى ندارد ، با اين حال ذكر پارهاى از آموزشهاى آن خالى از فايده نيست :
« هر سلطنتى كه از كنكاش و مشورت خالى باشد ، چون شخصى است جاهل كه آنچه كند و گويد همه غلط باشد ، و گفتار و كردارش سربسر پشيمانى و ندامت بار آورد . . . در امور سلطنت نه حصه مشورت و تدبير و كنكاش است و يك حصه شمشير كه گفتهاند به تدبيرى ملكها توان گشاد و فوجها توان شكست ، كه به شمشيرهاى لشكرها ميسّر نشود و به تجربه به من رسيده كه يك مرد كار ديدهء شجاع مردانهء صاحب عزم و تدبير و حزم ، بهتر از هزار مرد بىتدبير و حزم است . . . » « 3 »
هامش
( 1 ) . خواجه نصير طوسى ، اخلاق ناصرى ، ص 257 به بعد
( 2 ) . واژهءTuzukتركى به معناى آيين و رسم و قانون است ، هماكنون در زبان مردم آذربايجان واژهء دوزوك به كار مىرود كه احتمالا با اين كلمه همريشه است
( 3 ) . توزوك تيمورى ، ص 2 به بعد