كار تو دايم تواضع باد با خرد و بزرگ * منصبت چون بيشتر گشته است اكنون بيش كن
گر كسى درد دلى گويد ترا ، از جان خويش * گوش با درد دل آن عاجز دل ريش كن
آب در حلق ضعيفان از كرم چون نوش ريز * موى بر اندام خصم از بيم همچون نيش كن
گر تكبر مىكنى ، با خواجگان سفله كن * ور تواضع مىكنى ، با مردم درويش كن
مصلحت از قول دينداران كامل عقل جوى * مشورت با رأى درويشان دورانديش كن « 1 »
به نظر استوارت ميل : « پادشاهان مستبد يا كسان ديگرى كه عادت نكردهاند كوچكترين حرف مخالفى از دهان اطرافيان خود بشنوند ، معمولا از صحت عقايد خود دربارهء هرموضوعى اطمينان كامل دارند ، اما مردمى كه توفيق و سعادتشان از اين گونه پادشاهان بيشتر است و گاهى حرفها و عقايد مخالفين را به گوش خود مىشنوند و نيز تا حدى عادت كردهاند به اينكه عقايدشان وقتى كاملا درست نيست اصلاح پذيرد ، اينان نيز بدبختانه اطمينان نامحدودى به قضاوت مردم پيرامون خود دارند و فقط عقايدى را كه اين گروه مىپذيرند صحيح مىدانند . » دومين سخنور بزرگ عهد باستان يعنى سيسرون ، بزرگترين خطيب روم قديم ( 106 - 43 ق . م ) هميشه سخن و ادعاى حريف را با دقتى تمام بررسى مىكرد تمام كسانى كه موضوعى را به قصد كشف حقيقت بررسى مىكنند ، بهتر است از روشى كه اين خطيب بزرگ در دادگاهها به كار مىبرد ، تقليد كنند . كسى كه تنها بر فكر و نظر خود آشنا باشد چنتهاش تهى است ، قرنها گذشت و ميليونها از نفوس بشرى در نتيجهء فقدان آزادى بحث و انتقاد جان دادند تا سرانجام نهال آزادى در غرب ريشه دوانيد و مردى بنام جان استوارت ميل در كتاب تحقيق در باب آزادى اين جملات گرانقدر را به رشته تحرير كشيد :
« اگر تمام نوع بشر به استثناى تنها يك نفر داراى عقيدهاى باشد و فقط همان يك نفر عقيدهاى داشته باشد كه با عقيده نوع بشر مخالف است ، همانقدر كه آن يك نفر حق ندارد در صورت امكان ، عقيده خود را به نوع بشر تحميل نمايد نوع بشر نيز به همان درجه حق ندارد كه عقيدهء خود را به آن يك نفر تحميل سازد . » « 2 »
راوندى در راحة الصدور در ستايش عدل و روش صحيح كشوردارى مىنويسد : « . . . عدل يك ساعته ، بهتر است از عبادت هفتاد ساله . . . هركه عدل به كار دارد ، حصار ملكش شود ، و هركه ظلم پيش آرد ، شتاب هلاكش بود . . . بايد كه در فراخى و تنگدستى راستى نگاه دارد و حق مردم گزاردن ، نه در وقت دست تنگى از حق كم كند ، و نه در فراخدستى زيادت دهد . و از آنكس ستاند كه ستدن روا بود نه به هواى دل كند . و نه بر مراد نفس رود . . . بهترين عدل آنست كه به مسلمانان آن خواهد كه به خود پسندد و هرچ نپسندد كه ديگرى با وى كنند ،
هامش
( 1 ) . يادگار ، ( مجله ) سال 2 ، ش 4 ، ص 6
( 2 ) . آزادى و حيثيت انسانى ، جمالزاده ص 73 - 75