يكى از طرفين مبارزه عليه ديگران پيكار مىكند و تسلط يك اقليت ممتاز را بر تودهء استثمار شده برقرار مىدارد . فرمانروايان ، كارمندان ، قضات ، اعضاى شهربانى ، نظاميان و دژخيمان ، براى استقرار دولت ، نظم و همبستگى به سود همه خلايق ، يعنى براى تحقق يك همگونگى اجتماعى اصيل ، كار نمىكنند ، بلكه براى حفظ وضعى فعاليت مىكنند كه به نفع ايشان و به نفع انتخابكنندگان ايشان است . نظمى كه بر آن نام نظم نهادهاند و در واقع به اصطلاح زيباى مونيه بىنظمى مستقر مىباشد . « 1 »
آناتول فرانس مىگفت : « بد حكومت كردن را به جمهورى مىبخشم زيرا كم حكومت مىكند . . . در جوامع جديد بر خلاف جوامع كهن ، كليه شهروندان در قسمت بزرگى از زندگى خود به دولت بستگى دارند . روابط به قدرت چندين برابر مىشود و در نتيجه امكان شلاقخوردن از قدرتهاى استبدادى چندين برابر مىشود . . . پيشرفت فنى و افزايش يافتن وسايل ، امكان سوءاستفاده از اين وسايل را بيشتر كرده است . . . و ديكتاتورهاى امروزى چنان بر ملت مسلطاند كه سلطهء ايشان با سلطه خودكامگان باستانى قابل قياس نيست . هنگامى كه اين خودكامگان غير قابل تحمل مىشدند ، احتمال قوى داشت كه سرنگون گردند .
امروز ، قدرت ، سلاحهاى نيرومندى در اختيار دارد كه مقاومت شهروندان را دشوارتر مىكند ، هنگامى كه نظاميان و پاسبانان مسلح به شمشير و نيزه بودند ، طغيان تودهها آسان بود ، در برابر تانكها ، مسلسلها ، هواپيماها ، زرهپوشها ، مردم كارى از پيش نمىبرند . در جنگ اسپانيا اين امر ديده شد . اكنون كه از بحث كلى فارغ شديم بار ديگر طرز حكومت در ايران را مورد مطالعه قرار مىدهيم .
لاكهارت ، ضمن بحث در پيرامون حكومت صفويه ، مطالبى مىنويسد كه تمايل زمامداران را به حكومت فردى نشان مىدهد . به نظر او « حكومت صفوى اگرچه در آغاز براساس مذهب استوار بود ، ولى اندكاندك همچنانكه در مشرق مرسوم بود به صورت سلطنت استبدادى درآمد . اصولا اختيارات در دست شاه بود ، ولى اگر او طبعى ضعيف داشت ، يا به امور كشور علاقهاى نشان نمىداد ، كاملا به دلخواه وزرا و مشاوران و دست پروردگان خود رفتار مىكرد .
لرد كرزن . . . دربارهء حكومت ايران مىنويسد : حكومت در ايران عبارتست از اعمال اجبارى قدرت توسط چند واحد كه به ترتيب از پادشاه شروع و به كدخدا ختم مىشود . تعريف تئودور پاركر از حكومت ملى و آزادى به عنوان « حكومت تمام مردم توسط تمام مردم براى تمام
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 239