تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
به نفع اكثريت عقب‌نشينى نخواهد كرد . براى تحديد قدرت ستمگران فهم سياسى لازم است و جوامع قرون وسطائى رشد فكرى و سياسى نداشتند اكنون ببينيم اصولا سياست يعنى چه ؟ فرهنگ آكادمى فرانسه مىگويد : « سياست ، معرفت به كليهء چيزهايى است كه به فن حكومت كردن يك دولت ، و رهبرى روابط آن با ساير دولتها ارتباط دارد . . . بينش جديدترى ، در ميان تعداد بيشترى از سياست‌شناسان ، هوادار دارد ، بينشى كه جامعه‌شناسى سياسى را ، به مثابه علم قدرت ، و فرماندهى ، در كليهء جوامع انسانى و نه تنها در جامعه ملى مىشناسد . اين بينش به آنچه كه لئون‌دوگى نام آن را تميز ميان فرمانروايان و فرمانبران ناميده است ، مربوط مىشود . دوگى چنين مىانديشد كه در هرگروه انسانى ، از كوچكترين آن گرفته تا بزرگترين ، از گذراترين تا ثابت‌ترين آن ، هستند كسانى كه فرمان مىرانند و كسانى كه اطاعت مىكنند ، كسانى كه دستور مىدهند ، و كسانى كه بدان گردن مىنهند ، كسانى كه تصميم مىگيرند و كسانى كه تصميم درباره آنان گرفته مىشود . . . بايستى اين مفهوم « قدرت » را كه بسيار وسيع و بسيار مهم است روشن نمود . تمايزى را كه توسط دوگى ، ميان « فرمانروايان » و « فرمانبرداران » انجام گرفت . آن‌گونه كه در بادى امر به نظر مىرسد ، روشن نيست . » « 1 » ارسطو قرنها پيش گفته بود كه : « دوران ظلم و جور كوتاه است ، بعلاوه بايد در نظر داشت كه با تعليم و تربيت و نصيحت و اندرز ، نمىتوان به اندازهء كافى از حس قدرت‌طلبى كاست . » منتسكيو مىگويد : « . . . تجربيات . . . نشان داده است كه هرفردى كه قدرتى حاصل كند ، بدون شك در استفاده از قدرت سوءاستفاده خواهد نمود ، و پا را از حد خويش فراتر خواهد نهاد . هرچند اين موضوع خيلى عجيب به نظر مىآيد ، ولى حقيقتى است . براى جلوگيرى از سوءاستفاده از قدرت ، چاره‌اى نيست جز اين‌كه جلو تجاوزات قدرت را با قدرت گرفت ، بدين ترتيب ديده مىشود كه طبق گفتهء منتسكيو چاره‌اى جز اعمال قدرت در برابر قدرت نيست . وقتى كه براى جلوگيرى از تجاوز ، قدرت ديگرى در مقابل آن قرار مىدهيم ، دو قدرت متقابل توازن پيدا مىكنند . يعنى هيچ كدام توانائى پيروزى به يكديگر را ندارند . به عبارت ديگر ، هر دو قدرت در يك حالت و وضع مشتركى قرار مىگيرند . در اين وضع كه قواى آنها در حال توازن است ، هيچ‌يك از آن دو نمىخواهند و نمىتوانند كه به ديگرى اعمال قدرت نمايند . و بدين ترتيب در چنين وضعى منطق و قانون نمودار مىشود . . . » در فرانسه تا قبل از انقلاب بورژوازى 1789 حكومت فردى ، مردم فرانسه را رنج مىداد .
هامش
( 1 ) . موريس دوورژه ، جامعه‌شناسى سياسى ، ترجمهء دكتر ابو الفضل قاضى ( استاد دانشگاه )