مىپرسم ، آزادى ما از كجا آمده است ؟ اين آزادى را از چه كسى گرفتهايم ؟ از مردم ، از اوليگارشى يا از سلطان .
بنابراين چون واضح است كه فرد واحد ، ما را از اسارت نجات داده ، به عقيده من بايد حكومت فرد واحد را بپذيريم . ساير نجبا پس از داريوش سخنى نگفتند به اين ترتيب حكومت فردى به تصويب اشراف رسيد . . . » « 1 »
از طرز حكومت ايران ، در دوران اسكندر و جانشينان او و احترام و ارزشى كه سلوكيان براى اكثريت مردم و طبقهء نجبا و اشراف ايرانى قايل بودند اطلاع كافى نداريم به نظر دكتر گريشمن ايرانشناس فرانسوى و امستد محقق امريكائى پس از حملهء اسكندر به ايران ، شمشهاى طلا و ذخائرى كه بدون كمترين حاصلى ، در گنجينهها انبار شده بود ، به جريان افتاد فعاليتهاى گوناگون اقتصادى در زمينهء كشاورزى و صنعت و تجارت رو به وسعت نهاد و از فشار ماليات تا حدى كاسته شد ، و زندگى اقتصادى ملل تابع امپراتورى اندكى بهبود يافت .
ظاهرا در اين دوره اكثريت قاطع مردم در امور سياسى مداخلهاى نداشتند ، ولى « گروه ايرانيانى كه با يونانيان كار مىكردند ، و در اداره امور شركت داشتند ، مانند اشراف مالك ايرانى ، داراى مزايائى بودند ، سكنه شهرها مانند يونانيان تحت حمايت يك قانون ، و بخشى از روستائيان نيز داراى آزادى بودند كه بعدها در زمان پارتيان و ساسانيان فاقد آن گرديدند . » « 2 »
از مختصات سياسى و اجتماعى حكومت اشكانيان كه قريب پانصد سال در ايران حكومت و فرمانروائى كردند ، اطلاع كافى نداريم . آنچه مسلم است ، در اين دوره طولانى ، هرگز شهرياران خودكامه و مقتدرى نظير داريوش و خشايارشا ظهور نكردند به نظر گريشمن « . . . اشكانيان ، پادشاهان كوچك و امرا را عزل نكردند ، بلكه بدين قانع شدند كه سلطنت خود را به آنان بقبولانند ، و اتباع جديد خويش را وادار به اجارى احترامات و تأديه خراج كنند . » « 3 » 2 - « با اين حال ، حكام اين نواحى گاه و بيگاه عليه پارتيان يعنى سلطان متبوع خود قيام مىكردند . » نويسندگان باستانى از هجده مملكت تابع پارتيان نام مىبرند كه يازدهتاى آنها ممالك « برتر » محسوب مىشدند ، و هفتتاى ديگر ممالك « فروتر » .
. . . بعضى از اين پادشاهيها مانند پارس ، مسكوكاتى ضرب مىكردند . و بنابراين اختلاف چندانى بين تشكيلات آنان با تشكيلات سلسلههاى كوچك نبود . . . وضع فئودالى پادشاهى پارت ، كه به وضع فئودالى اروپا در قرونوسطا بسيار شبيه و مبتنى بر هفت خانواده بزرگ از جمله اشكانيان بود ، يادگار سنن هخامنشى مىباشد . پس از اين خانوادهها و فئودالهاى بزرگ ، نجباى كوچكتر يا فارسان و در طبقه سفلى ، روستائيان و رعايا قرار داشتند .
هامش
( 1 ) . از تاريخ هرودوت ، ترجمهء محمد حسين تمدن ( استاد دانشگاه ) به اختصار
( 2 ) . گريشمن ، ايران از آغاز تا اسلام ، ترجمهء دكتر م . معين ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 239
( 3 ) . همان ، ص 663