« اوتانوس ، طرفدار دموكراسى بود ، او نجباى فارس را تشويق كرد تا قدرت حكومت را در اختيار عموم مردم گذارند ، وى اظهار داشت : به نظر من بعد از اين نبايد اداره كشور را به يك فرد واحد تفويض نمود ، سلطنت مطلقه نه خوشايند و نه دلپذير است .
و بر شما معلوم است كه كمبوجيه تا چه حد گستاخ شده بود ، و نيز گستاخى گئوماتاى غاصب ( برديا ) را خودتان آزموديد ، چگونه مىتوان سلطنت مطلقه را يك حكومت خوب دانست .
سلطان مستبد هرچه مىخواهد مىكند ، بدون اينكه دربارهء اعمال خود به هيچ مقامى گزارش بدهد ، با تقوىترين مردم اگر به اين مقام عالى برسد ، به زودى تمام صفات حسنه خود را از دست خواهد داد . . . امتيازاتى كه پادشاه مستبد از آن برخوردار است ، او را به گستاخى مىكشاند . . . او فقط با پستترين افراد ، روابط حسنه دارد . پستترين تملقگوئيها را مىپسندد . . . قوانين كشور را لگدمال مىكند ، و به شرافت زنان تجاوز مىنمايد ، بدون رعايت هيچ مقرراتى ، هركس را كه مىخواهد تسليم دژخيم مىكند ، ولى در حكومت دموكراتيك چنين نيست . . . قاضى در اين حكومت به حكم قرعه انتخاب مىشود ، سازمانهاى ادارى بايد حساب پس بدهند ، همه محاكمات بنحو علنى صورت مىگيرد . بنابراين من پيشنهاد مىكنم كه حكومت دموكراتيك را برقرار نمائيم ، زيرا همه چيز از مردم ناشى است .
پس از پايان سخنرانى اوتانوس « مكابيز » آغاز سخن نمود و از حكومت اوليگارشى ستايش كرد . او گفت : من نيز با حكومت استبدادى مخالفم .
ولى با حكومت مردم نيز موافقت ندارم ، هيچ چيز زيانبخشتر از اين نيست كه زمام كارها را به دست مردمى مخرب بسپاريم . چگونه ممكن است كارها را به دست مردمى كه نه تعليماتى ديده و نه داراى قوه تميز هستند بسپاريم . . . پس بيائيد با تقوىترين افراد را انتخاب كنيم و حكومت را به آنان بسپاريم .
به نظر من ، خود ما ، در زمره اين قبيل افراد هستيم ، مطمئنا مردمان خردمند و روشنبين رأى مشورتى و اندرزهاى عالى خواهند داد .
پس از پايان سخن مكابيز « داريوش » آغاز سخن كرد و چنين گفت :
نظرياتى كه مكابيز بر ضد دموكراسى بيان كرد ، به نظر من درست و پرمعنى است ولى نظرياتى كه بر له حكومت اوليگارشى بيان نمود درست نيست به نظر من حكومت فرد واحد ، اگر آن فرد صالح و خيرانديش باشد ، بر ديگر انواع حكومت رجحان دارد . داريوش در پايان سخن خود گفت از شما
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٣٧