حق نيست . . . ماوردى مىگفت ، امارت و حكومت دو نوع است امارت استكفا ، و امارت استيلا ، نوع اول امارتى است كه والى يا امير از طرف خليفه انتخاب مىشد ، و مطيع دار الخلافه بود ، ولايتهاى دورهء اموى و اولين دورهء عباسى ، تمام از اين نوع بود . نوع دوم يا امارت استيلا ، امارتى بود كه امير به زور و علىرغم ارادهء خليفه ، به امارت همراه با تعدادى لقب براى او مىفرستد ، اين امير متقابلا نام خليفه را در خطبهها ياد مىكرد . و ساليانه مبلغى پول به دار الخلافه روانه مىساخت . » « 1 » با گذشت زمان ، جمعى از فقها و صاحبنظران براى حفظ وحدت اسلام و برخوردارى از نعمت امنيت و جلوگيرى از جنگهاى فئودالى و خونريزى ، گفتند هركه فاتح است ، امام است . و از عدالتخواهى و اهليت امام و خليفه بحثى جدى به ميان نياوردند .
ماوردى مىگفت : امام بايد با صلاحديد و مشورت با اهل الحل و العقد انتخاب شود و اين جماعت بايد عادل ، عالم و صاحب رأى و تدبير باشند ، و بر اوضاع و احوال اجتماع و سياست روز آشنا باشند .
ولى چنان كه ديديم ، در دوران بعد از اسلام ، چون اعراب و جامعهء اسلامى رشد و بلوغ فكرى نداشتند ، هرگز خلفا و زمامداران عالم اسلام ، به نحوى آزاد و دموكراتيك و با مراجعه به آراء عمومى و يا لااقل با جلب موافقت « اهل الحل و العقد » برگزيده نشدند . بلكه خلافت يا از طريق ارث به اشخاص مىرسيد يا خليفه به وسيلهء هيأت حاكمه و فرماندهان نظامى به اين مقام منصوب مىشد و فقها و حجج اسلام نيز ، مردم را به اطاعت خليفه تبليغ و تحريض مىكردند و اميدوار بودند كه خليفه ضمن حفظ و حمايت دين ، اختلافات مسلمانان را حل ، و ماليات را به نحوى عادلانه وصول كند . صاحبنظران اهل سنت و جماعت در جواب اين سؤال كه اگر خليفهء مسلمين يا امام ، وظايف شرعى و عرفى خود را انجام ندهد مىتوان او را عزل كرد يا خير ، اكثرا سكوت كردهاند و بعضى چون ابن حنبل مىگويد ، اگر خليفه روبراه نبود ، نبايد او را عزل كرد و از او به بدى ياد نمود و صريحا مىگويد « فتجب طاعة الامام و لو جائرا . » بيشتر مستشرقين با توجه به اينگونه اظهارنظرها ، امامت را نوعى حكومت استبدادى و مطلقه خواندهاند ، مرگوليوث « 2 » مىنويسد : امامت حكومتى است مطلقه ، امام در مقابل كسى مسئول نيست حتى اگر مرتكب قتل شود ارنولد مىنويسد : « خلافت حكومتى است ظالمانه و استبدادى ، و خليفه از اختيارات نامحدود برخوردار است . در اين حكومت وظيفه مردم ، تنها اطاعت كردن است . »
البته پارهاى از علماى سنى ، فتوا به عزل امام جاير دادهاند چون الماوردى ، و ابن حزم و غزالى . ولى همين عده با دليل و اصرار ، امت را دعوت به صبر در برابر حكمرانان ناصالح مىكنند . و در واقع از طرفى حكم عزل او را مىدهند ، و از طرفى ديگر اطاعت از او را واجب مىدانند . به نظر اين عده ، بهتر است اين گونه فرمانروايان با اندرز و راهنمايى و امر به معروف ، به
هامش
( 1 ) . حكومت اسلامى از نظر ابن خلدون ، ص 79 به بعد
( 2 ) .Margoliouth