بلكه به مقام و حيثيت انسانى لطمهاى جبرانناپذير وارد مىسازد .
بعد از رحلت پيغمبر ( ص ) با اينكه على ( ع ) اولى و انسب براى جانشينى بود ، خليفه اول ، به انتخاب اكثريت صحابه ، و خليفه دوم با وصيت خليفه اول و خليفه سوم با شوراى شش نفرى كه اعضاء و آييننامهء آن را خليفه دوم تعيين كرده بود مستقر شد . و رويهمرفته سياست سه خليفه ، كه 25 سال خلافت كردند در اداره امور ، اين بود كه قوانين اسلامى برطبق اجتهاد و مصلحت وقت ، كه مقام خلافت تشخيص دهد ، در جامعه اجرا شود ، و نظرشان در مورد معارف اسلامى اين بود كه تنها قرآن ، بىآن كه تفسير شود ، يا مورد كنجكاوى قرار گيرد ، خوانده شود . و بيانات پيغمبر ( حديث ) بىآن كه روى كاغذ آيد ، روايت گردد و از حدود زبان و گوش تجاوز نكند . كتابت ، به قرآن كريم انحصار داشت و در حديث ممنوع بود . » « 1 »
شرايط خلافت و امامت : ابن خلدون ضمن بحث مفصلى در پيرامون مسألهء خلافت مىنويسد : كسى كه به مقام امامت يا خلافت برگزيده مىشود ، بايد داراى چهار شرط باشد :
علم ، عدالت ، كفايت ، سلامت حواس و اعضاء و در شرط پنجم كه نسب قريشى است اختلاف است .
امام و خليفه نه تنها بايد عالم باشد ، بلكه علم او بايد به مرحلهء اجتهاد برسد ، زيرا اگر مجتهد نباشد ناچار بايد تقليد كند ، و تقليد در امام نقص است ، و در مورد شرط عدالت و كفايت چون اين دو شرط براى هركار مهمى ضرورت دارد ، به طريق اولى كسى كه به مقام شامخ امامت برگزيده مىشود ، بايد به زيور عدالت و كفايت و كاردانى آراسته باشد .
بعضى از مسلمانان با توجه به تصريح پيغمبر اسلام ( ص ) بر اينكه « ائمه از قريش است » معتقدند كه نسب بايد در جانشينى و خلافت مراعات شود و در ميان صحابه و ياران پيغمبر ( ص ) حضرت امير ( ع ) از جهت سبقت در اسلام و انتساب به حضرت بر ديگران رجحان و برترى دارد .
امامت : « كلمهء امام در زبان عربى به معنى كسى است كه مردم به او بگرايند و از او تبعيت و اخذ دستور كنند . . . در باب اينكه چه كسانى استحقاق امامت دارند و امام به چه ترتيب بايد تعيين شود و اينكه آيا امامت واجب است يا نه و در آن واحد يك امام كافى است يا ائمه متعدد ، بين فرق مختلف اسلامى اختلاف است . . . جميع فرق شيعه و اهل سنت و بعضى از فرق معتزله و اكثريت مرجئه ، امامت را در غير قبيله قريش صحيح نمىدانند ولى تمام خوارج و اكثريت معتزله و بعضى از مرجئه مىگويند ، هركس به اقامه احكام قرآن و سنت پيغمبر قيام كرد ، خواه قريشى باشد خواه از ساير قبايل عرب ، و خواه از بندهزادگان ، مىتواند به مقام امامت برسد . ولى شيعه بالاخص امامت را حق بنى هاشم مىشمارد ، راونديه يعنى شيعه آل عباس به
هامش
( 1 ) . محمد حسين طباطبايى ، شيعه در اسلام ، ص 10 نگاه كنيد به اسلام در ايران پطروشفسكى ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 158 به بعد