در طى قرون ، كسان ديگرى و خاصه ژان بودن « 1 » هم اين فكر را دوباره بيان مىدارند .
مونتسكيو اين نظر را در كتابهاى چهاردهم تا هفدهم روح القوانين تجزيه و تحليل مىكند .
در پايان قرن نوزدهم و در آغاز قرن بيستم ، مكتبى از جغرافيدانان دربارهء اين افكار به تعمق پرداخت . در سال 1897 ، يك آلمانى به نام « فردريك راتسل » « 2 » كتابى در جغرافياى سياسى منتشر كرد . بعدها شاگردانش اين رشتهء جديد را ژئوپولىتيك « 3 » يا جغرافياى سياسى ناميدند .
بينش مكتب فرانسوى « جغرافياى انسانى » ، كه توسط « ويدال دولابلاش » و « ژان برون » پايهگذارى شد ، جنبهء جبرى و تفننى كمترى دارد .
نه محافظهكاران ، نه فاشيستها ، نه آزاديخواهان ، و نه ماركسيستها هيچكدام با اينكه سياست با جغرافيا بستگى دارد مخالفتى ندارند ، ولى در باب درجهء اين بستگى باهم موافق نيستند . محافظهكاران دربارهء عوامل جغرافيايى راه اغراق مىروند ؛ نوآوران بيشتر برآنند كه اين تأثير را كوچك جلوه دهند . به گمان بارس « 4 » سياست بر « زمين و مردگان » يعنى بر جغرافيا و تاريخ پايهگذارى شده است ، و اين دومى بستگى زيادى بر اولى دارد . . . اينكه آدمى در جبر زمين و محيط زندانى باشد و نتواند از چنگ طبيعت رهايى يابد مبناى اصلى فلسفهء دست راستى است . در ميان دستچپيها برعكس ، انديشه اين است كه آدمى آزاد است و مىتواند از محدوديتهاى طبيعى بگريزد و در اين راه هم مىكوشد . تأثير جغرافيا از تأثير فنون ، كه غلبه بر اشكالات محيط طبيعى را ممكن مىسازند ، جدايىپذير نيست . بدين - سان ، عوامل جغرافيايى به همان اندازه كه جغرافيايى مىباشند جنبهء جامعهشناسى دارند . . .
امروزه اثرات اقليمى - گياهى در قياس با تأثير توسعهء فنى ، اهميت ثانوى دارند ، ولى در طول قرون متمادى نقش اساسى ايفا كردهاند . بدينسان ، كشورهاى مناطق منجمد استوايى و حاره به سبب نقص جغرافيايى ، چنان عقب ماندهاند كه بدشوارى مىتوانند آن را رفع كنند .
تكنيك به ملتهايى كه واجد آن شدهاند امكان مىدهد كه به طرز قابل توجهى آهنگ توسعهء خود را تسريع كنند ؛ بهگونهاى كه فاصلهء بين آنان و كشورهاى رشدنيافته با سرعت بيشترى افزايش مىيابد . . . « 5 »
مشخصات اقليمى ايران
وضع نواحى مختلف مملكت ايران هنوز از لحاظ آب و هوا ؛ يعنى ميزان گرما و سرما ، باران و مقدار رطوبت ، فشار هوا ، و جريان بادها مورد مطالعه و اندازهگيرى قرار نگرفته است . اين كار يعنى مطالعه در عوامل سابق الذكر بايد مدت چند سال ادامه يابد تا حد متوسط رطوبت و باران هر ناحيه مشخص و معين گردد . بااينحال گاه تحت تأثير عوامل خارق العاده ، ميزان باران در يك منطقه از حد متوسط به حداقل مىرسد ، و همين وضع استثنايى موجب بروز خشكسالى ، قحطى ، و دربدرى مردم مىشود ؛ چنان كه چنين وضع نامطلوبى بارها در يزد ، قائنات ، و بعضى از نواحى كرمان و ديگر استانها ديده شده است .
هامش
( 1 ) .Jean Bodin( 2 ) .F . Ratgel( 3 ) .Geopolitique( 4 ) .Basres( 5 ) . اصول علم سياست ، پيشين ، ص 60 به بعد ( به اختصار ) .