وجود دارد كه عمق مادرچاه آن 116 متر است و طول آن 120 كيلومتر مىباشد . از عميقترين مادرچاهى كه صحبت مىكنند مادرچاه يكى از قنوات گناباد به بجستان است كه 400 متر عمق دارد و به آن قنات كيخسرو مىگويند . » « 1 »
طبقهء كشاورزان
به علت نبودن احصائيه و آمار ، براى ما روشن نيست كه در دوران بعد از اسلام ، چند درصد جمعيت ايران را كشاورزان تشكيل مىدادند . آنچه مسلم است عظيمترين طبقات جامعهء ايران را از ديرباز تاكنون همين طبقه تشكيل مىدهند و مهمترين و مؤثرترين فعاليتهاى اقتصادى را هميشه كشاورزان به عهده داشتند و تأمين خوراك مردم و پرداخت ماليات و ساير عوارض به حكومتها از وظايف قطعى و مسلم اين طبقه بوده است .
نهضت اسلامى در زمينهء اقتصادى بيشتر متوجه كسب و تجارت بود و پس از آنكه اعراب حوزهء قدرت خود را به خارج از شبه جزيرهء عربستان بسط دادند كمترين عشق و علاقهاى به كشت زمين و ديگر فعاليتهاى توليدى نشان ندادند . آنها بهعنوان يك قوم متجاوز ، جنگجوى و فاتح از حاصل كار و ثمرهء كوشش ملل تابع ، زندگى مىكردند و با گرفتن باجوخراج ، شيرهء جان و حاصل كار مردم را مىمكيدند .
به عقيدهء پروفسور . لئوى :
اعراب به كشاورزى با نظر تحقير مىنگريستند و آن را لايق شأن مردان نمىدانستند ، و كسانى را كه به كشاورزى مىپرداختند دلقك مىخواندند . بههمين جهت ، علاقهاى به تملك زمين نداشتند و زمين را قابل توجه نمىپنداشتند ، بطور كلى به هيچوجه با تنعمات و پيچيدگيها و علائق زندگى پايدار و شهرنشينى سروكار نداشتند . « 2 »
اسلام بر خلاف آيين زرتشت با زندگى ثابت و مستقر كشاورزى و دلبستن به كارهاى توليدى موافق نبود ؛ در حالىكه در مذهب زرتشت و در كتاب اوستا مكرر مردم را به پيشهء كشاورزى و آباد كردن زمين تبليغ كردهاند . « كسى كه تخم زراعت مىپاشد اشويى مىكارد و در ترويج آيين مردم مىكوشد . پاداش چنين كسى با صد دعا و عبادت يكسان و از هزار بار اداء مراسم مذهبى و صد هزار قربانى نيكوتر خواهد بود . » « 3 »
بطور كلى بايد گفت عقايد زرتشت يك عامل ترقى براى آن زمان بود و مردم را به زندگى كشاورزى و شهرنشينى و محبت به حيوانات اهلى و گوسفند و سگ و گاو ، و احترام به آب و درخت و زراعت دعوت مىكرده است . . . اهورمزدا مىگويد : « . . . كسى كه گندم مىكارد به اين
هامش
( 1 ) . آبيارى در تركستان ، ترجمهء كريم كشاورز ، ج 1 ، ص 210 ( به اختصار ) .
( 2 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 117 .
( 3 ) . ونديداد ، فرگرد 3 ، فقرهء 3 .