تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
خوب آنها را مىشناخت انتخاب شده بودند . موقع كلاسها هم وقتى بود كه شاگردان مرد در مدرسه حضور نداشتند . تنها چند نفر از صبح تا غروب در مدرسه بوديم . در روز كلاس دختران ، در اتاق مخصوصى كار مىكرديم كه با كلاس خانمها يك اتاق فاصله داشت ، و حتى رفت‌وآمدمان هم با آنها يكى نبود . بطورىكه اصلا نمىدانستيم شاگردان كيستند و چند نفرند . تنها گاهى صداى سازشان از دور به گوش مىرسيد . اين كلاسها چندسالى ادامه داشت و بتدريج تعطيل شد . بعضى از دختران در ساز پيشرفتهايى كردند ؛ چنان كه در سالهاى آخر ، حتى كلنل يك كنسرت هم با چندتن از آنها داد ، ولى هيچيك از اين دختران دنبال تعليمات موسيقى را نگرفتند و مدتهاست ساز را كنار گذارده‌اند ، و شايد حالا دخترانشان ساز مىزنند . اما در قسمت نقاشى ، چندتاى آنها خوب شدند ؛ چنان كه هنوز هم در خانه‌هايشان از تابلوهايى كه آنوقت يا بعدها كشيده‌اند ديده مىشود . » « 1 »

كلوب خانمها :

« وزيرى هفته‌اى يك‌روز عصر را اختصاص به كنسرت خانمها داد و اعضاى كلوب كسانى بودند كه شوهرانشان عضو كلوب موزيكال بودند . خانمها با همان چادرهاى سياه و پيچه مىآمدند و در سالن كلوب روى صندليها مىنشستند . وقتى همه آماده مىشدند هيأت اركستر از در وارد شده سرهاى خود را پايين مىانداختند و در جاى خود قرار مىگرفتند و به اشارهء استاد ، آهنگهايى نواخته مىشد . بعد از خاتمهء كنسرت هم از در ديگر خارج مىشديم تا خانمها آزاد باشند و بتوانند بدون حضور مردان چاى بنوشند . و اين اولين اجتماعى بود كه براى زنها تشكيل شد تا در آن بتوانند از نغمات موسيقى استفاده كنند . اين كلوب ، چند ماهى ادامه داشت و گويا وقتى خبر آن به گوش نامحرمان رسيد آغاز مخالفت كردند ، و كلنل براى آنكه دچار زحمت نشود آن‌را تعطيل كرد ، و خانمها از اين تنها تفريح هم محروم شدند . . . » « 2 »

مقدمات آزادى زنان در غرب :

پس از صنعتى شدن اروپا و انقلاب فرانسه ، اندك‌اندك ، مقدمات رهايى زنان از قيد و بندهاى اقتصادى و سياسى ، فراهم گرديد . بورژوازى انگلستان و فرانسه براى آن‌كه به قيمت مناسبترى زنان را استثمار كند ، پاى آنان‌را به كارخانه باز كرد . به اين ترتيب ، استقلال اقتصادى زنان مقدمهء استقلال سياسى آنان گرديد .

حق رأى زنان :

دادن حق رأى به زنان يكى از هدفهاى اصلى طرفداران حقوق زنان ( فمينيسم ) بوده است . اول ، در امريكاى شمالى در سال 1848 ، در دهكده‌اى طى يك اعلاميهء عمومى حقوق زنان ، حق رأى دادن زنان پيشنهاد شد . پس از كوششها و مبارزات متمادى ، سرانجام ، بموجب مادهء 19 متمم قانونى اساسى ، در امريكاى شمالى ، به همهء زنان حق رأى اعطا شد . در انگلستان نيز تأمين حقوق زنان با مبارزات بسيار همراه بود . جان استوارت ميل از طرفداران جدى آنان بود . سرانجام در 1918 ، به زنان 30 ساله حق رأى دادن اعطا گرديد ، و در سال 1928 ، اين حق ، تعميم يافت . سپس در فنلاند و نروژ اين حق براى زنان شناخته شد . هنوز در بعضى از كشورهاى منحط ، اين حق مسلم براى زنان تأمين نشده است . در ايران ،
هامش
( 1 ) . روح اللّه خالقى ، سرگذشت موسيقى ايران ، ج 2 ، ص 234 به بعد . ( 2 ) . همان ، همان صفحه .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 730 | مرتضى راوندى