چرا بايد ، چون تويى را محتاج چون منى ، و جوانمردى را مقروض پيرزنى نمايد . . . من گولخور ساده - دل كه بعبث معروف به زيرك و فاضلم ، مغرور اين ننه طيبهء نجسهء غداره شدم و فريب آن فاسقهء زاهدهء زانيه را خوردم و رهن تحويل نمودم ، و صيغه خواندم و پول گرفتم و ننه رفت و من ماندم و آيت الكرسى در حفظ خود خواندم .
چهارماه به وعده مانده هرروز در باران همدان كه نمونهء طوفان است ، عباى ماهوت مرا در سر ، و قرآن خط ياقوت مرا در بر ، وقتى مىرسيد كه آنرا تر و اينرا ابتر كرده . مىگويد كه از باران به اين عبا پناه بردهام و اين قرآن را شفيع آوردهام كه در تدارك تنخواه من باشى . . .
با وثوق به وجود آن مخدوم ، حال خود را معلوم كردم ، زيراكه نه در سؤال گمانى داشتم ، نه از عطا مظنهاى . والسلام . » « 1 »
زنهاى ناصر الدين شاه
دكتر فوريه پس از توصيف عمارت خوابگاه ، مىنويسد : « البته كسى كه در چنين قصر آرام مجللى كه هزار زن به پاسدارى آن مشغولند مىخوابد ، بهترين خوابها را مىبيند . . . بلى هزار زن ، بلكه اگر بتوان به گفتهء كسىكه بىاطلاع نبود ، اطمينان حاصل كرد ، از اين مقدار هم بيشتر !
اين عده ، كه در اندرون زندگى مىكنند ، مثل گلهاى كه به چوپانى سپرده باشند ، تحت نظر چهل تن خواجهسراى سفيد و سياهند . شاهنشاه ايران با چنين جاه و جلال شايد حق داشته باشد كه پادشاهان ديگرى را كه ساده و بدون اين قيود و دستگاهها ، زندگى مىكنند ، به ديدهء تحقير بنگرد ؛ چنان كه ناصر الدين شاه در سفر اول خود به فرنگستان ، وقتى كه ملتفت شد ويلهلم اول امپراتور آلمان ، يك زن بيشتر ندارد و ملكه اگوستا را به او معرفى كردند ، گفت : عجب ، امپراتور آلمان يك زن بيشتر ندارد ، آنهم به اين پيرى ! »
در ميان سوگليهاى اندرون ناصر الدين شاه دو نفر نظر به مشاغلى كه در عهدهء ايشان گذاشته ، اهميت خاصى دارند ؛ يكى انيس الدوله كه مأمور پذيرايى خانمهاى فرنگى محترم است ، ديگرى امينه . اقدس كه كليددار خزانهء پادشاهى است .
خانمهاى اندرون به چند طبقه منقسمند : طبقهء اول ، زنانى كه شاهزاده خانمند و پسرانشان مىتوانند به سلطنت برسند ؛ طبقهء دوم ، زنان سوگلى كه بعضى از ايشان به ملاحظاتى بر شاهزاده خانمها برترى دارند . . . تمام اين زنها به نسبت مقامى كه در هريك از دو طبقه دارند ، از شاه مواجب مىگيرند . لباس زنان اندرون نسبتا ساده است . . . نيمتنه و پيراهن بقدرى كوتاه است كه با هر تكان مختصرى قسمتى از بالاتنه نمايان مىشود . . . » « 2 »
روابط زن و شوهر در كاشان
در تاريخ كاشان كه در عهد ناصر الدين شاه نوشته شده است ، دربارهء مناسبات زن و شوهر چنين آمده است : « . . . سلوك زن با شوهر ، به مقتضاى سنّت سنيه حضرت خاتم النبيين ( ص ) علىكلحال ، تسليم و تفويض صرف است ، زيرا كه خداوند در كليهء امور معاشيه و بعضى از احكام شرعيه ، مردان را بر زنان لازم الاتباع و واجب الاطاعه مقرر فرموده . . . چنان كه يكى از واجبات در حالت
هامش
( 1 ) . سبكشناسى ، ج 3 ، ص 36 - 334 ( به اختصار ) .
( 2 ) . سه سال در دربار ايران ، پيشين ، ص 17 - 116 ( به اختصار ) .