تو و ملك و جاه سكندرى * من و رسم و راه قلندرى
اگر آن خوش است تو در خورى * وگر اين بد است مرا سزا
قرة العين نخستين زنى است كه در راه آزادى و بيدارى زنان ايران مبارزه كرده ، و جان خود را در اين راه ، از كف داده است و ما شرح دلاوريهاى اين زن بيداردل را ضمن توصيف نهضت بابيه ، در جلد هشتم بيان خواهيم كرد .
سيماى قرة العين ، قبل از اعدام
وصفى از جمال يك زن ايرانى در عهد محمد شاه قاجار
سولتيكف در سفرنامهء خود ، دربارهء زنان ايران مىنويسد :
« زنهاى ايرانى مخصوصا شيرازيها با موهاى سياه و پرپشت كه هميشه مانند دست و پاهاى لخت آنان با حنا رنگ شده است ، خيلى سبزه هستند در اطراف چشم در بن و مژهها ، خطى سياه يا آبى رنگ با سورمه مىكشند . خطوط چهرهء آنان ، صفت خاصى دارد كه شرح آن مشكل است و در آن به نظر من آميختگى با نژاد مغولى ديده مىشود .
زنها ، زيبا و بلندقامت مىباشند و حركات آنها پر از لطف است ، پيراهن قرمز يا آبى كه معمولا از پارچهء لطيف و نازكى است بر تن دارند ، شلوار عريضى به پا مىكنند كه به فارسى آن را زيرجامه مىگويند نيمتنهء بسيار تنگ كه به فارسى ارخاليق و به تركى بستمه مىگويند بر تن دارند كه به زحمت در شانهها بندشده و به كمر و بازوها مىچسبد ولى سينه و شكم را باز مىگذارد .
شانههاى آنها ، بقدرى در اين نيمتنه فشردهشده كه مجبورند آنهارا عقب نگاهداشته و بدن را خم كنند و به نظر من اين وضع به رعنايى آنها مىافزايد لهجه و زبان آنها كه صدايى ملايم دارد پر از لطف است .
استعمال زياد قليان ، به تازگى دهان آنها ، لطمه وارد نمىآورد زنان ايرانى دندانهايى با سفيدى فوق العاده و لبهايى به قرمزى گل سرخ دارند . . . » « 1 »
توصيفى از زنان اصفهان
در كتاب جغرافياى اصفهان ميرزا حسين خان ، تحت عنوان « صفات اناثيه » در پيرامون خلقوخوى و روش زنان اصفهان در عهد ناصر الدين شاه ، چنين مىخوانيم :
« اناث هر جماعتى در اين شهر تابع خيال و احوال مردان و مطيع و منقاد شوهران
هامش
( 1 ) . مسافرت به ايران ، ترجمهء محسن صبا ، ص 94 .