1 ) ملاك عمده ، بازرگانان عمده ، كارخانهدار ، سرمايهدار ، زدوبندچيها 000 ، 200
2 ) خرده مالك و زارع ، 000 ، 750
3 ) كاسب ، سرمايهدار كوچك 000 ، 600
4 ) صاحبان مشاغل آزاد 000 ، 200
5 ) كارمندان ادارات دولتى و بنگاههاى بازرگانى 000 ، 700
6 ) پيشهوران 000 ، 700
7 ) برزگران ، كارگران ، بيكاران و سرگردانان 000 ، 800 ، 14
جمع 000 ، 950 ، 17
طبقهء اول ، كه در واقع همان طبقهء حاكمه را تشكيل مىدهند ، عبارتند از : وزيران ، سناتورها ، وكيلان ، افسران ارشد ، بازرگانان درجه اول ، كارخانهداران ، ملاكين عمده كه نود و نه درصد ثروت عمومى كشور به دست آنها افتاده ، و تمام چرخهاى ادارى كشور را به نفع خود مىچرخانند .
طبقات دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم ، كه در نيم قرن اخير افزايش يافتهاند ، در واقع ، طبقهء متوسط را تشكيل مىدهند ، و اغلب آنها باسواد هستند . گاهى بعضى از افراد اين طبقه به فساد طبقهء حاكمه آلوده گشته جزو طبقهء اول مىشوند ، و گاهى هم فرزندان طبقهء اول ثروتهاى پدرى را از دست مىدهند و به طبقهء متوسط مىپيوندند .
و اما طبقهء هفتم ، يعنى همان 14 ميليون و هشتصد هزار ، اكثريت رنجبر زحمتكش و مولد حقيقى ثروت ، كه از وسايل اوليهء زندگى محروم مىباشند ، در صحراهاى سوزان خوزستان و بنادر جنوب و در سرما و يخبندان نواحى آذربايجان ، در باتلاقها و مردابهاى گيلان و مازندران و گرگان ، در كويرهاى مركزى و شرقى ، در مناطق بىآب و علف خراسان و بلوچستان و سيستان به معنى حقيقى جان مىكنند تا عيش و نوش طبقهء اول و زندگى بخور و نميرى براى طبقات ما فوق خود تهيه كنند . . . مشروطيت ايران . . . نتوانست اين درد اجتماعى را درمان كند . » « 1 »
اختلاف طبقاتى در گذشته و حال
در قرون گذشته ، طبقهء اشراف در شرق و غرب ، از طريق توارث ، از حقوق و امتيازاتى برخوردار مىشدند ؛ به قول دوورژه « در فرانسهء قديم ، نجيبزاده به دنيا آمدن ، حق مىداد كه در ارتش افسر شوند ، از مزاياى مذهبى برخوردار شوند ، يا شغلى در دستگاه كليسا داشته باشند ، به دربار راه يابند ، از تيولها و عطاها و يا از مستمريها برخوردار گردند ، حقوق فئودالى وصول كنند و از اختيارات خان و سردار بهرهمند باشند . . . در جوامع سرمايهدارى ، تا حدى از نابرابريها كاسته مىشود ، و به تودهء مردم بيش از پيش امكان ترقى و پيشرفت داده مىشود . با اينحال ، نبايد فراموش كرد كه نابرابرى شرايط اجتماعى و اقتصادى بدون عواقب ارثى نيست . پسر كارمند عاليمقام ، پزشك بزرگ ، وكيل دعاوى مشهور ، مدير حقوقبگير مؤسسه بزرگ ، يا مهندس درجهء اول از همان آغاز كار ، از پسر كارگر يا پسر دهقان يا پسر پيشهور ، امكانات بيشترى دارد ؛ نخست آنكه
هامش
( 1 ) . پنجاه سال نفت ايران ، ( مقدمه ) ص 24 به بعد ( به اختصار ) .