كه جماعتى متوسط الحالند . » « 1 »
در نوع 20 ، نويسندهء كتاب از مرابحهكاران نام مىبرد و مىگويد اين اقليت « نفع كثير مىخواهند و ربح زياد مىگيرند . . . به اين علت دايم مرافعه دارند . . . »
در نوع 21 ، مؤلف از تجار گفتگو مىكند و مىنويسد : « تجار در اين بلد ( اصفهان ) زيادند ، و اكنون ملكدارى هم مىكنند . » « 2 » شادروان دهخدا در شمارهء 25 « صور اسرافيل » ، مورخهء صفر 1326 ه . ق با بيانى طنزآميز و انتقادى ، طبقات و گروههاى مختلف جامعهء ايران را چنين توصيف مىكند :
. . . اين را هيچكس نمىتواند انكار كند كه ملت ايران در ميان 20 كرور جمعيت ، پنج كرور و سيصد و پنجاه و هفت هزار نفر وزير ، امير ، سپهسالار ، سردار ، امير نويان ، امير تومان ، سرهنگ ، سرتيپ ، سلطان ، ياور ، ميرپنجه ، سفير كبير ، شارژ دافر ، كنسيه « 3 » يوزباشى ، دهباشى ، و پنجهباشى داريم ، و گذشته از اينها ، باز ما ملت ايران در ميان بيست كرور جمعيت ، شش كرور و چهارصد و پنجاه و دو هزار و ششصد و چهل و دو نفر آية اللّه ، حجة اللّه ، مجتهد مجاز ، امام جمعه ، شيخ الاسلام ، سيد سند ، شيخ ، ملا ، آخوند ، قطب ، مرشد ، خليفه ، پير ، دليل ، و پيشنماز داريم . علاوه بر اينها ، باز ما در ميان بيست كرور جمعيت ، چهار كرور شاهزاده ، آقازاده ، ارباب ، خان ، ايلخانى ، ايل بيگى ، و ابهباشى داريم . زياده بر اينها ، اگر خدا بگذارد ، اين آخريها هم قريب دو سه هزار نفر وكيل مجلس ، وكيل انجمن ، وكيل بلديه ، منشى و دفتردار و غيره داريم .
همهء اين طبقاتى كه عرض شد ، دو قسم بيشتر نيستند : يك دسته رؤساى ملت ، و يك دسته اولياى دولت ؛ ولى هر دو دسته يك مقصود بيشتر ندارند : مىگويند شما كار كنيد ، زحمت بكشيد ، آفتاب و سرما بخوريد ، لخت و عور بگرديد ، گرسنه و تشنه زندگى كنيد ، بدهيد ما بخوريم و شما را حفظ و حراست كنيم . ما چه حرفى داريم ! فيضشان قبول ، خدا بهشان توفيق بدهد ، راستىراستى هم اگر اينها نباشند سنگ روى سنگ بند نمىگيرد ، آدم آدم را مىخورد ، تمدن و تربيت ، بزرگى و كوچكى از ميان مىرود . . . « 4 »
« . . . ادارهء همكارى فنى امريكاييان ( معروف به اصل چهار ) كه اخيرا در كاشان و آبادان و پارهاى نواحى ديگر ، با معاضدت ادارهء آمار كشور ، آمار بالنسبه دقيق تهيه كرد ، . . . و جمعيت شهر كاشان ، كه سابقا ادارهء آمار فى المثل 210 هزار نفر قلمداد كرده بود ، بعد از آمارگيرى دقيق ، تعداد واقعى جمعيت آن محل ، 165 هزار نفر درآمد . . . به هرحال ، آنچه مسلم به نظر مىرسد اين است كه تعداد نفوس كليهء كشور بيش از 18 ميليون نمىباشد كه مىتوان بطور تخمين آنان را به طبقات زيرين قسمت نمود :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 91 .
( 2 ) . همان ، ص 92 .
( 3 ) .Conseiller( رايزن )
( 4 ) . يحيى آرينپور ، از صبا تا نيما ، ج 2 ، ص 104 - 103 .