اوليويه ، سياح و طبيعيدان ، در كتاب خود ( 1807 - 1801 م . ) مىنويسد : « زن ايرانى هنگام خروج از منزل ، با روپوش بزرگ ابريشمى يا با پارچهء پنبهاى درشتترى ، خود را مىپوشاند . زنان طبقهء سوم پارچهء پنبهاى رنگين به كار مىبرند .
در دورهء فتحعلى شاه و پس از آن ، چادر خارج از منزل به رنگ سياه يا بنفش بود كه آن را روى چاقچور به سر مىكردند ، و صورت را با روبنده مىپوشانيدند . در دورهء ناصر الدين شاه نيز چادر و چاقچور باقى ماند . گلابتون و زرىدوزى ، يكچند در اطراف چادر معمول بود . بعدها روبنده ، جاى خود را به پيچه داد . پس از رفع حجاب در 1314 ه . ش . به سر كردن چادر ، بين زنان روشنفكر به كلى منسوخ گرديد . » « 1 »
تاورنيه در مورد زنان ايران مىنويسد : « آنان لباسهاى خيلى فاخر مىپوشند . لباسشان يكسره است و با لباس مردها اختلاف زيادى ندارد . كلاه كوچكى به شكل برج به سر مىگذارند ، گيسوانشان را مىبافند ، روى شانهها مىريزند ، و يك زيرشلوارى هم مثل مردها مىپوشند كه تا پاشنهء پا مىرسد . كفش آنها نيز با كفش مردها فرق چندانى ندارد . »
زنان يزد :
تاورنيه در سفرنامهء خود نهتنها از منسوجات و پارچههاى زربفت يزد به خوبى ياد مىكند ، بلكه مىنويسد : « در سراسر ايران ، زنهاى يزد به زيبايى و ملاحت مشهورند ، و مردم مىگويند براى تأمين سعادت ، زن يزدى ، نان ايزدخاص ( ظاهرا ايزد خواست ) و شراب شيرازى ضرورى است .
نان گندم ز خاك ايزد خاص * زن يزدى شراب شيرازى » « 2 »
زنان مازندرانى :
پىيترو در سفرنامهء خود ، راجع به زنان مازندرانى چنين مىنويسد :
« زنان و مردان مازندرانى داراى چشم و ابروى سياه و موهاى مشكى هستند ، و بخصوص ، زنان در نظر من زيبا جلوه مىكنند ؛ زنان اين منطقه برعكس زنهاى مسلمان ديگر هيچوقت چهرهء خود را نمىپوشانند ، و از حرف زدن با مردان امتناعى ندارند و مانند مردان ، اين ديار در برخورد ، بسيار مؤدب و مهربان هستند . همگى مردم اين منطقه ، در برخورد بسيار مؤدب و مهربان هستند ، و دوست دارند خانهء خود را در اختيار مهمان قرار دهند ، و در قبال او با كمال ادب و رأفت رفتار كنند . » « 3 »
زنان قزوين :
پىيترو در سفرنامهء خود ، از زنان قزوين ياد مىكند و مىنويسد : « زن در كوچههاى قزوين فراوان است ولى همه پياده هستند و روى خود را پنهان مىكنند ، و چادر - هاى آنان خيلى ارزانقيمت است . بسيارى از بانوان طبقات عالى نيز درحالىكه لباسهاى فاخر در زير بر تن دارند ، براى پنهان كردن شخصيت خود ، چنين چادرهايى برسر مىكنند . زنان نسبت به مردان اين رجحان را دارند كه مىتوانند طرف مقابل را ببينند و خود ديده نشوند ، در حالىكه مردان متقابلا قادر به اين كار نيستند . . . » « 4 »
آخرين سلاطين صفويه ، در شهوترانى به هيچ اصل اخلاقى ، اجتماعى و مذهبى پابند نبودند و براى مردم بينوا ، چنان كه اشاره كرديم ، مقررات و نظامات شديد و وحشيانهاى وضع
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، « چادر » .
( 2 ) . همان ، ص 199 .
( 3 ) . ص 163 .
( 4 ) . همان ، ص 295 .