تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
مسلمونون زمونه مفلسم كرد * طلا بيدم بمانند مسم كرد قباى نو ندارم تا بپوشم * قباى كهنه خوار مجلسم كرد بگفتم ساربونا بار بنداز * به پشت قلعهء دلدار بنداز بينداز بارهاى اشتران را * به نزديك سراى يار بنداز دو زلفونت دو مار خفته بر گنج * به زير پيرنت يك‌جفت نارنج چو ماه چارده ، تا رخ نمودى * سكندر مات شد چون شاه شطرنج به قربون دو چشم سورمه‌ريزت * دو دستم روى پستوناى عزيزت اگر يك بوسه نذر ما نمايى * نبينى داغ كاكاى عزيزت الا دختر ترا عاشق هزاره * فراوون عاشقت از هر كناره لبت ياقوت سرخ آبداده * سرت نازم كه ابروت دمب ماره الا دختر نقاب بسته دارى * به زير چادرت گل‌دسته دارى ازين گل‌دسته‌ات ، يك گل به ما ده * كه صد پير و جوان دلخسته دارى اگر يار مرا ديدى به خلوت * بگو اى بيوفاى بيمروت گريبون من از دست تو چاكه * نخواهم دوخت تا روز قيامت « 1 »
در دورهء فتحعلى شاه ، همين كه اوضاع ، كمابيش تثبيت شد ، فتحعلى شاه به عيش و عشرت پرداخت ، و مانند دورهء صفويه ، زنان زيباروى را در محوطهء دربار زندانى كرد .

حرم و متعلقان فتحعلى شاه

به حكايت روضة الصفا : « حرم عفت توأم از تمام ممالك محروسه ، از مخدومه و خدمه و منتسبان مخدرات ، همانا از ده‌هزار افزون بوده‌اند . . . بعضى شبها . . . چهل‌تن از نسوان صبيحه با لباسهاى رنگين . . . در مجلسى خاص ، مهيا و آماده بودى ، چنگ و رباب و بربط و ناى ايشان ، چرخ زهره را به رقص آوردى . . . زياده از پانصد كس خواجه‌سراى . . . در زير حكم منوچهر خان معتمد الدوله . . . به محارست و محافظت آنها در سفر و حضر مىپرداختند . . . » « 2 » درحالىكه آقا محمد خان و خاندان او بهيچ‌وجه ، اهل اين نوع تعيشات و تن‌آساييها و مفاسد نبودند .

جيران زنى زيرك و نابغه بود

فارستر ، جهانگرد و محقق انگليسى ، در كتاب خود به اسم مسافرت از بنگاله تا انگلستان مىنويسد : « جيران ، زوجهء محمد حسن خان قاجار و مادر آقا محمد خان ، از زنهاى برجستهء جهان بود و در تاريخ
هامش
( 1 ) . هفتصد ترانه از ترانه‌هاى روستايى ايران ، ص 77 - 20 . ( 2 ) . ج 10 ، ص 105 .