تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
بر سبيل ضرورت افواج فيوج ، فواحش بسيار به جهت لشكريان مىداشت ، و موليان شهرآشوب و دلربا و ارباب طرب ، با اردوى خود در همه‌جا مىبرد . » « 1 » ملكم كه در عهد فتحعلى شاه به ايران آمده است ، مىنويسد كه موقعيت اجتماعى و اقتصادى زنان در ايلات بمراتب بهتر از وضعى است كه زنان شهرنشين دارند . طلاق در بين ايلات كمتر اتفاق مىافتد ، و زنان به علت زحمتى كه مىكشند در چشم مردان عزت و احترام بيشترى دارند . در عروسيها مرد و زن قبيله حلقه زده مىرقصند ، و امرا با حضور خود در مجلس عروسى ، افراد قبيله را ، شادمان مىسازند . غذاى مردان و زنان ايلات نان خشك سياه ، دوغ ، شير ، گاهى مقدارى گوشت است . ملكم شواهد و دلايلى از شجاعت و قهرمانى زنان ايلات ذكر مىكند و مخصوصا هنر اسب - سوارى زنان و دختران را مىستايد ، و مىگويد افراد ايل به يك‌زن قناعت مىكنند ، و كمتر ديده شده است كه كسى دو زن بگيرد . صيغه كردن زن را عملى زشت و مكروه مىشمارند . كليهء فعاليتهاى اقتصادى عملى ، به دست زنان انجام مىگيرد ، و مردها عمر خود را غالبا به شكار و تفريح مىگذرانند . همين كه مردان از نظر اقتصادى وضع مناسبى پيدا كردند ، مانند شهرنشينان به عياشى و شهوترانى مىپردازند . « 2 » در ترانه‌هاى عاميانه‌اى كه كوهى كرمانى گردآورى كرده است ، به علائق وابستگى - هاى روحى مردان و زنان اشاراتى هست ، از جمله :
خداوندا سه درد آمد به يك بار * خر لنگ و زن زشت و طلبكار خداوندا ، زن زشتم تو وردار * خودم دونم خر لنگ و طلبكار شتر از بار مىناله من از دل * بناليم هردومون منزل‌به‌منزل شتر ناله كه من بارم گرونه * منم نالم كه دور افتادم از دل كسىكه با كسى دل داد و دل بست * به آسونى نميتونه كشه دست اگر آمد شدن را ره ببندند * همون راه محبت كى توان بست خوشا دوش و خوشا دوش و خوشا دوش * خود دلبر نشستم گوش‌درگوش خود دلبر جناغ اشكسته بيدم * مرا ياد و ترا بادا فراموش زن بيوه اگر قومه اگر خويش * مثال مار و عقرب ميزنه نيش اگر خرجش كنى مرغ و مسما * همش ياد ميكنه از شوهر پيش
هامش
( 1 ) . رستم التواريخ ، ص 30 - 329 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ ايران ملكم ، پيشين ، ج 2 ، ص 19 - 218 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 715 | مرتضى راوندى