بطورىكه شاردن نوشته در سال 1637 ، هنگامى كه سفير دوك هلشتاين « 1 » به قزوين قدم مىگذاشت ، در پانصد مترى شهر ، 15 زن جوان با البسه و تزئينات فراوان كه از طلا و نقره ساخته شده بود به پيشواز سفير آمدند . آنها با گردنبندها ، و انگشتريها و گوشوارههاى گرانبهايى كه داشتند ، به خواندن و نواختن موسيقى مشغول بودند ، و تا نزديكى شهر از مهمانان بدرقه كردند . بطورىكه شاردن يادآور شده است در تمام مهمانيهاى مجلل و پذيراييهاى رسمى ، از رقاصان دعوت مىشد ، و آنها با ساز و آوازهاى خود و نقشهايى كه ايفا مىكردند صحنههاى عشقى را نمايش مىدادند . بازيگران معمولا در سهپرده نقشهاى خود را انجام مىدادند . زيباترين پسران و دختران كارهاى هنرپيشگى را عهدهدار بودند . رقاصهها بطور دستهجمعى مىرقصيدند ، و در رأس آنها يك رقاصهء بالنسبه مسن رهبرى جمع را به عهده داشت ؛ يعنى آنهارا از گوشه و كنار شهر براى شركت در جشنها جمعآورى مىكرد . سپس شاردن ، به گرانى نرخ فواحش اشاره مىكند و مىگويد با اينكه در ايران داشتن زن عقدى و صيغه و داشتن كنيز شرعا و عرفا بلااشكال است ، بايد نرخ فواحش بسيار ارزان باشد ، و حال آنكه در ايران پيش از ديگر كشورهاست .
فواحش غالبا جوانان ارتش و نجبا و اشرافزادگان را به فساد و تباهى سوق مىدهند . كسانىكه عاشق زنان فاحشه و بدكار مىشدند به آسانى از چنگال آنها خلاص نمىشدند ، بلكه تا پولى در بساط داشتند ناگزير بودند در راه معشوق خرج كنند .
رقاصههاى حرفهاى تنها ايرانى نبودند بلكه از سرزمين هند نيز عدهاى رقاصه به ايران آمده بودند كه از لحاظ هنرمندى ، زيبايى چهره ، و زينتآلات زنانه بسيار مورد توجه شاردن قرار گرفته بودند . اين هنرپيشگان كه غالبا از راه فاحشگى و خودفروشى نيز سود كلان تحصيل مىكردند ، معمولا در پايان عهد شباب توبه مىكردند و براى زيارت به مكه مىرفتند و در مراجعت ، به كارهاى خير مىپرداختند . البته تمام رقاصهها از لحاظ ارزش هنرى يكسان نبودند . بسيارى از آنها در كوى و برزنها زندگى مىكردند و با گرفتن مبلغى ناچيز هنرنمائى مىكردند .
بطورىكه شاردن نوشته : در نزديك مدرسهء صفوى ، محلهاى است مخصوص فواحش كه چند كوچه و چند كاروانسرا ، در اختيار آنهاست . اشخاص نجيب و شرافتمند ازين محله عبور نمىكنند . دوازدههزار زن فاحشه در اصفهان تحت حمايت دولت زندگى مىكنند ؛ غير از اين عده ، عدهاى از زنان فاحشه بطور محرمانه در محلات اصفهان زندگى مىكنند .
شاردن مىگويد : « دختران حرم به علت آنكه اگر صاحب فرزند مىشدند ، فرزندانشان كور يا كشته مىشدند ( براى اينكه رقبايى براى جانشينى شاه پديد نيايد ) اغلب از همبسترى ابا مىكردند . « شاه عباس ثانى به دختركى پيغام داد كه به خوابگاه او بيايد و او عذر آورد كه دچار علت زنانگى است . به دستور شاه ، دختر را معاينه كردند و معلوم شد دروغ گفته است . دستور
هامش
( 1 ) .Holstein