رفتار زنى با شوهرش
« . . . شاه عباس يكى از دختران خود را به سردارى داده بود . ولى اين دختر شوهر خود را دوست نمىداشت و حتى به صورت او هم نگاه نمىكرد . عاقبت آن سردار ، به شاه شكايت برد كه بجاى زن ماده ببرى به او داده است و گفت كه دخترت تاكنون دوبار به روى من خنجر كشيده است . شاه بسيار خنديد و پرسيد : در خانه چند كنيز سفيد دارى ؟ جواب داد : نزديك چهل و پنج كنيز . شاه گفت : از امشب مرتب با كنيزان خود بخواب و زن را با بىاعتنايى تنها بگذار . سردار دستور شاه را به كار بست . دو روزى نگذشت كه شاهزاده خانم با خشم فراوان نزد شاه شكوه برد ، كه شوهرم همهء خدمتكاران و كنيزان خود را از من عزيزتر مىدارد . شاه جواب داد كه حق با شوهر توست و آنچه كرده است به دستور من بوده ، و به دختر نصيحت كرد كه همان شب شوهر را به خوابگاه خويش خواند و با او مهربان باشد .
دختر نيز چنين كرد و از آن پس ، زندگى ايشان با عشق و سرور آميخته بود . . . » « 1 »
مراسم و تشريفات عروسى در عهد شاه عباس
يكى از كارهاى خير پيترود لاوالهء ايتاليايى در دوران اقامت در ايران ، اين بود كه مقدمات عروسى خواهرزن خود را با يك نفر ارمنى فراهم كرد . وى در مكتوب پنجم خود ، جريان اين عروسى را اندكى بتفصيل شرح داده ، و ما براى اطلاع خوانندگان از راه و رسم عروسيهاى آن دوران ، قسمتهاى جالب آنرا نقل مىكنيم : « روز 14 فوريهء 1619 ( 1028 ه . ق . ) يكى از خواهران داماد به خانهء ما آمد و براى عروسى چشمروشنى آورد . اين چشمروشنى طبق رسوم ، يكى از اشياء مورد علاقهء زنان از قبيل سينهبند ، گوشواره ، دستبند و امثال آن بايد باشد ، كه آورنده با دست خود عروس را با آن زينت مىدهد . . . روز جمعه ، 15 فوريه ، خانهء ما پر از بانوان متعدد ارمنى و گرجى و آشورى و مسلمان بود و اندكى بعد از نيمهشب ، داماد به اتفاق خويشان خود با صداى نقاره و طبل و آلات موسيقى ديگر به خانهء ما وارد شد ، و بدون اينكه قادر به ديدن عروس باشد ، تا صبح با ما به صحبت نشست ، زيرا رسوم و عادات محل چنين اقتضا مىكند . البته در تمام مدت ، نواهاى موسيقى ادامه داشت . عروس در اتاق ديگر به سر مىبرد و تمام شب را بدون اينكه بخوابد ، با بانوان ديگر به گفتوشنود مشغول بود . وى طبق رسوم و عادات محل ، آرايش شده و دستهايش ، حنا بسته بود . جالب توجهتر از همه اينكه صورتش را نيز با برگهاى اكليلزده به رنگ طلايى آراسته بودند . . . دور عروس چراغهاى متعددى چيده بودند و روى صورت او تور ابريشمى صورتىرنگى قرار داشت كه بر آن نقش يك خورشيد طلايى به چشم مىخورد .
بانوان ، تمام شب زدند و خواندند و رقصيدند و براى اينكه نسبت به مردان نيز محبتى كرده باشند ، بعضى اوقات جلو ما نيز اين كارها را انجام دادند . معمولا در بين ايرانيان ، زنان با روى باز در حضور مردان حاضر نمىشوند و ارمنيهاى عيسوى نيز به تبعيت از آداب و رسوم كشور ، اين كار را نمىكنند ، ولى چون ما فرنگى بوديم . . . زنهايمان مىتوانستند با روى باز جلو مردان بيايند . ولى موقعى كه ايرانيان مسلمان هم حضور دارند ، زنهاى ما روى خود را مىپوشانند و طبق رسوم آنان رفتار مىكنند . رقص توأم با آواز بانوان خالى از لطف نيست ،
هامش
( 1 ) . سياحتنامهء شاردن ، ج 2 ، ص 236 ( به نقل از : زندگانى شاه عباس اول ، ج 2 ، ص 199 ) .