و پيروى از « مدهاى » تازه علاقهء وافر دارند و مىكوشند با خرج كم ، ظاهرى آراسته داشته باشند . . . زنان جوان بصداى دايره و « چهارپاره » در برابر شاه و ديگران به پاكوبى برخاستند .
چهارپاره ، چهار قطعه چوب آبنوس يا عاج بود كه در دو دست مىگرفتند و با آهنگ ساز بر هم مىزدند . . . ديگر از تفريحات زنان حرمخانهء شاهى ، گردش در « چهارباغ » در روزهاى چهارشنبه بود . در اين روزها زنان با روى گشاده و بىنقاب تا مدتى از شب در پرتو مشعلها و شمعها در آنجا به سر مىبردند و به شادى و خنده و خوردن و نوشيدن مىگذرانيدند . در اين روز ، تمام چهارباغ قرق مىشد و در اطراف آن خواجهسرايان و مأموران خاصى از عبور مردان شهر جلوگيرى مىكردند . در چنين روزى ، فروشندگان چهارباغ نيز همه زن بودند . . . در حرمخانه ، شاه براى اينكه دلمشغوليها و انديشههاى سياسى خود را فراموش كند ، با زنان به بازيها و شوخيهاى گوناگون سرگرم مىشد ، يكى او را قلقك مىداد ، ديگرى او را به سوى خود مىكشيد سومى گازش مىگرفت ، گاه نيز چند زن دست و پايش را مى - گرفتند و گرد اتاق مىچرخانيدند ، سپس در هوا تاب مىدادند و روى قالى مىانداختند . شاه نيز با خندههاى بلند آنها را به باد دشنام مىگرفت . و اين يكى از تفريحات او در حرمخانه بود . . .
زن و مرد ايرانى كار رضا عباسى از كتاب مينياتورسازى در شرق اسلامى تأليف از تست كرنل از كتاب شاه عباس فلسفى ج 2 ص 232
هروقت شاه همراه حرم بود ، زنان بر اسب مىنشستند و روبند خود را بالا مىزدند و با روى گشاده حركت مىكردند ، و شاه مىگفت و مىخنديد . اما اگر شاه خود همراه حرم نبود ، زنان را در كجاوههايى كه به پشت استر يا شتر گذاشته مىشد ، جاى مىدادند . . . فرمان شاه اين بود كه چشم نامحرم نبايستى به روى زنان حرم افتد ، و اگر مردى بر سر راه ايشان ديده شود بايد او را بيدرنگ بكشند .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 705
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٠٥