شاهزاده خانمها بر خلاف زنان مسلمه با روى باز و بدون حجاب در آن مجلس شركت كرده بودند . زنان حرمسرا و شاهزادهخانمها مجاز بودند كه خودسرانه مجلس جشن و سرور تشكيل داده از مردان نيز دعوت نمايند . تيمور براى زنان و شاهزادگان كاخهاى باشكوهى بنا كرده بود . . . در حال حيات تيمور ، زنان حرمسرا در امور كشور مداخله نمىكردند ؛ فقط بعضى اوقات موفق مىشدند كه از حدت و شدت خشم و غضب تيمور در مجازات شاهزادگان بكاهند . . . « 1 » ابن عربشاه مىنويسد : « علت مرگ مرموز » چلبان ملك آن بود كه وى شايعاتى دربارهء بيعفتى و بيعصمتى بعضى زنان تيمور منتشر مىساخته است . » « 2 »
كلاويخو ضمن مسافرت از نيشابور تا جيحون ، به محلى مىرسد بنام « سالوگر » كه زمام ادارهء آن سابقا در دست روحانى مسلمانى بوده است ، و بعدا زن بيوهاى ادارهء آنرا به دست مىگيرد . كلاويخو در وصف او مىنويسد : « وى از ما به احترام پذيرايى كرد و دستور داد آنچه از خوراك و وسايل آسايش مورد نياز ما باشد ، به ما بدهند ؛ و نيز اين خانم براى صرف ناهار نزد ما آمد . » « 3 » و « 4 »
زنان در عهد اوزون حسن
كاترينوزنو ، كه در عهد اوزان حسن به ايران آمده است ، دربارهء زنان مىنويسد :
در ميان آنان رسم و عادت بر اين است كه بانوان را كسى نبيند ، و اگر ديده شوند اين بدان ماند كه در ميان ما كسى زنا كرده باشد . ازاينرو هنگامى كه زنان ايرانى در شهر و دژ گردش مىكنند ، يا بر اسب سوار مىشوند و در سلك ملازمان شاه با شوهران خود به جنگ مىروند ، روى خود را با تورى كه از موى اسب بافتهاند مىپوشانند .
و اين تور چنان ضخيم است كه از ميان آن به آسانى مىتوانند ديگران را ببينند اما رويشان را كسى نمىبيند . . . » « 5 »
وضع زنان در عهد صفويه
در عهد صفويه ، در اثر رواج تعصب و ادامهء حكومت معنوى روحانيان ، وضع زنان بيشازپيش به وخامت گراييد . « روبنده بر روى انداختن و چادر به سر كردن ، كه از دوران پادشاهى شاه طهماسب رواج گرفته بود ، در عهد ديگر سلاطين صفويه تشويق شد . با آنكه پارهاى از زنان به هنگام جنگ يا سفر بر اسب مىنشستند و با در تيراندازى و نيزهپرانى تسلط داشتند ، معمولا زندگى اكثريت محدود به خوردن و خفتن و بچه زاييدن بود . حتى زنان شاه عباس ، از اين قاعدهء كلى مستثنى نبودند ، و آنها نيز موقع بيرون رفتن از حرمسرا روبنده بر روى داشتند و قامت خود را در چادر پنهان مىكردند ، مگر به هنگام شكار و در ملازمت شاه كه همهجا قرق مىشد و هيچكس حق نزديك شدن به جايگاه مخصوص زنان را نداشت .
هامش
( 1 ) . ر . ك : سفرنامهء كلاويخو ، ص 161 ( به نقل از : بارتولد ، الغبيگ و زمان وى ، ترجمهء حسين احمدىپور ، ص 57 ) .
( 2 ) . ابن عربشاه ، ص 228 ( از همان مأخذ ) .
( 3 ) . سفرنامهء كلاويخو ، ص 201 ( از همان مأخذ ) .
( 4 ) . الغبيگ و زمان وى ، ص 57 .
( 5 ) . سفرنامههاى ونيزيان در ايران ، پيشين ، ص 213 .