بعضى اوقات نيز هنگام چراغانى شهر اصفهان ، معمولا يك شب به فرمان شاه محوطهء مركزى شهر و بازارها را از جمعيت بويژه افراد ذكور خالى مىكردند تا خود شاه عباس و زنانش بلامانع به گردش و خريد كالا مشغول شوند . در اين قبيل موارد ، زنان نجيب حق داشتند بدون نقاب يا چادر آزادانه حركت كنند . » « 1 »
استاد فلسفى در تأييد مطالب سابق الذكر مىنويسد : « در زمان شاه طهماسب اول ، كه مردى متدين و در امر به معروف و نهى از منكر ، سخت متعصب بود ، زنان ايران بسيار محدود و محجوب بودند . از خانه ، مگر به حكم ضرورت ، بيرون نمىآمدند و در كوى و برزن پياده نمىگشتند . حتى در سوارى نيز به فرمان شاه آزاد نبودند . شاه طهماسب فرمان داده بود كه « . . .
در هيچ قسمت ، زن بر اسب ننشيند و اگر ضرورت اقتضا كند ، تا ممكن باشد بر زين سوار نشود ، و لجام به دست نگيرد . . . و هرچند عجوزه باشد در كنار معركهء قلندران و بازيگران مقام نكند . . . »
شاه عباس بر خلاف جد خود تا حدى به زنان آزادى داد ، بطورىكه در زمان او جز زنان بزرگان و رجال كشور كه بسيار كم از خانه بيرون مىآمدند ، زنان ساير طبقات در كوچه و بازار ديده مىشدند ، و حتى براى آنكه زنان هم از تماشاى چراغان و آتشبازى و جشنهاى شبانه زنان مسلمان و مسيحى در عهد صفويه
هامش
( 1 ) . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، پيشين ، ص 341 .