تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
در زندگى ساده صحرانشينى مورد استفاده مىباشد مىسازند . « 1 » روبروك وظايف آنان‌را چنين شرح مىدهد : « شغل زنان عبارت بود از راندن عرابه‌ها ، قرار دادن چادرهاى متحرك روى عرابه‌ها ، و همچنين برپا داشتن آنها ، دوشيدن گاوها ، درست كردن كره ، « قرى اوت » يا پنير ، دباغى پوست حيوانات ، و دوختن آنها با ريسمان . ايشان كفش ، پوتين و سرانجام تمام انواع لباسها را مىدوختند » زنان نمد نيز مىماليدند و اطاقكها و خانه‌ها را با آن مىپوشانيدند . » « 2 » پلان كرپن چنين روايت مىكند : « تمام كارها با زنان بود : پوست‌دوزى ، لباس‌دوزى ، ساختن كفش ، و هرچه كه از چرم درست مىشده است . آنان عرابه‌ها را براى كوچ كردن آماده مىكردند ، آنهارا مىراندند ، شتران را بار مىكردند ، و در تمام كارها بسيار ماهر و چالاك بودند . » « 3 » ياساى چنگيز حكم مىكند كه : « هنگامى كه مردان به جنگ مىروند ، زنانى كه در اردو مىمانند كارهاى ايشان را به عهده گيرند . » « 4 » و جوينى بنا به دستور « ياسا » نقل مىكند كه زن در غياب شوهر كارهاى قبيله را انجام مىداد ، و « مؤتمنى برقرار ، كه كارها را مراقبت كند . » « 5 » ابن بطوطه نيز مىنويسد : « زنان بازاريان و زنان مردان متوسط الحال به عرابه‌اى سوارند و سه چهار كنيز دارند ، كه دامن لباسشان را به دست مىگيرند . . . زن ترك نيز به همين وضع به بازار مىآيد . غلامانى كه در ملازمت او هستند ، گوسفندان و شيرى را كه بايد فروخته شود ، مىآورند ، و خاتون ، آن اجناس را در مقابل عطريات ، معامله مىكند ، و بسا كه شوهر خاتون هم همراه اوست ، ليكن هركس او را ببيند تصور مىكند كه از جمله پيشخدمتهاى زن است ؛ زيرا كه وضع او نسبت به وضع خاتون محقر مىنمايد . » « 6 » مغولان به مسألهء عفت زن . دلبستگى و علاقه داشتند « در ناحيهء كامول كه مغولها آن را خاميل مىگفته‌اند . . . و در حدود تبت قرار دارد ، رسم چنين بوده كه وقتى مسافرى از راه مىرسيده و مايل بوده در خانه‌اى استراحت كند ، مرد آن خانه بيرون مىرفته و زن و دختر و خواهر خود را باقى مىگذاشته تا هرنوع كه مهمان بخواهد از او پذيرايى كنند ، و تا هروقت كه در آن خانه مىماند مرد به سر زندگى خود باز نمىگشت . » منكوقاآن پس از فتح اين منطقه ، از اين سنت ديرين جلوگيرى كرد . اتفاقا خشكسالى سختى پديد گرديد . مردم اين بلاى آسمانى را معلول سه سال عفت و ترك روش ديرين شمردند و از خان تجديد رسم كهن را طلب كردند . خان از روى غضب گفت : « حال كه شما اصرار داريد به اين بيشرافتى زندگى كنيد ، برويد و رسوم رسواى خود را از سر گيريد . . . » همه
هامش
( 1 ) . نظام اجتماعى مغولان ، ص 293 ( از همان مأخذ ، ص 116 ) . ( 2 ) . مسافرت روبروك به تاتارستان ، ( از همان مأخذ ، ص 17 - 116 ) . ( 3 ) . سفرنامه ، ص 51 ( از همان مأخذ ، ص 117 ) . ( 4 ) . نظام اجتماعى مغولان ، ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 5 ) . تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 17 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 6 ) . سفرنامه ، ص 30 - 329 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) .