تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
وسايل و لوازم آرايش و عطريات زنان فروخته مىشود ، زنان به دكانها و حجره‌هاى آنان مىآيند تا از آنها بخرند ؛ زيرا اين زنان عطر و روغن زياد به كار مىبرند . جامهء زنان در خيابان عبارت است از پارچهء سفيدى كه سراپاى را مىپوشاند و نقابى از موى اسب بر چهره مىافكنند تا هيچكس آنان‌را نشناسد . »

آزادى نسبى زنان در عهد مغول

پس از حمله مغول به ايران ، بطور محسوس ، از شدت فشار روحانيان و ديگران به زنان كاسته شد . در « ياساى چنگيزى » به لزوم همكارى زن و شوهر اشاره شده و از اينكه در خانواده‌اى « شوهر به خاتون اعتماد نكرده و خاتون به فرمان شوهر ننشسته و قاينان ( مادرشوهران ) عروس را نپسنديده و عروس قاين را حرمت نداشته » « 1 » اظهار نگرانى شده است . از وظايف زن در قبال شوهر ، ترتيب و تنظيم خانه و مراقبت و پذيرايى از مهمانان ، نگهدارى از اموال خانواده ، ساختن ظروف ، چيدن پشم ، بافتن پارچه ، دوختن لباس ، دوشيدن شير ، درست كردن غذا و نگاهدارى گله و از اين قبيل كارها بوده به انضمام كارهايى كه متعلق به مردان بوده است . » « 2 » تعاليم چنگيز دربارهء وظايف زنان در قبال شوهر خود چنين است : « زن بايد كه چون شوهر به شكار و لشكر برنشسته ، او خانه را آراسته و مرتب دارد چنان كه چون ايلچى يا مهمان به خانه فرود آيد ، همه‌چيز به ترتيب ببيند ؛ و آتش نيكو ساخته ، ما يحتاج خان پرداخته باشد . لاجرم نيكنامى شوهر ، پيدا گردانيده باشد ، و نام او بلند كرده و در محافل چون كوه سرافراز گشته . نيكى مردان از نيكى زنان معلوم شود ، و اگر زن بد و بيسامان باشد ، و بىراى و تدبير ، بدى مرد از او معلوم شود . . . » « 3 » ماركوپولو كه مدتى بين قبايل مختلف زيسته و از نزديك با زندگى آنان آشنايى پيدا كرده است ، در اين‌باره چنين اظهار نظر مىكند : « زنهاى تاتار از لحاظ عفت و عصمت و وفا و وظيفه - شناسى ، در برابر شوهران ، تالى ندارند . بيوفايى از نظرشان عيب بزرگ اخلاقى محسوب مىشود . در مقابل شوهران نيز نسبت به زنان خود صديق و مهربانند . به اين‌جهت ، هميشه در خانواده‌ها صلح و صفا برقرار است . از دهان زنها هرگز حرف زشت شنيده نمىشود ، پاكدامنى و حجب و حياشان شايان توجه و قابل تحسين است ، و خرجشان براى مردها زياد نيست ؛ برعكس وجود آنها از لحاظ كارهايى كه در خانه مىكنند ، براى مردها پردرآمد است . روى همين اصل وقتى مردى زن جديدى مىگيرد ، به پدرزن خود هديه‌اى كه همپايهء جهيز است ، مىدهد . » « 4 » ماركوپولو كه از نزديك ناظر فعاليتهاى گوناگون زنان بود ، دربارهء زنان مىنويسد : « زنان آنچه را كه براى شوهر و خانه‌شان لازم است ، مىخرند ، و آنچه بايد بفروشند ، مىفروشند . » اسباب خانه و ترتيب آن ، تمام و كمال در دست زن است ، و در نتيجه ، آنها اشياء جزئى كه
هامش
( 1 ) . نظام اجتماعى مغولان ، ص 104 ( به نقل از : شيرين‌بيانى ، زن در ايران عصر مغول ، ص 56 ) . ( 2 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ص 86 ( از همان مأخذ همان صفحه ) . ( 3 ) . جامع التواريخ ، ج 3 ، ص 183 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 4 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ص 88 - 87 ( از همان مأخذ ، ص 59 - 58 ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 699 | مرتضى راوندى