صورت و نيكويى سيرت را دارا بود . سلطان قطب الدين پدرش ، او را در كودكى لباس مردان پوشانيدى و نام او را سلطان حسن شاه كردى . غير از خواص او ، كسى ديگر نمىدانست كه پسر نيست . و در فضل و كمال ، مشهور عالم ، در فن خط نسخ ، ناسخ خط « ابن مقله » . . . در زمان سلطنت او به كرمان ، علما و فضلا را رعايت و احترام مىفرمود ، و غالب اوقات در مجلس او صحبت علمى داشته مىشد . شعر را نيكو مىگفت :
من آن زنم كه همه كار من نكوكارى است * به زير مقنعهء من بسى كلهدارى است
نه هر زنى به دو گز مقنعه است كدبانوى * نه هر سرى به كلاهى سزاى سردارى است
جمال طلعت خود را دريغ مىدارم * ز آفتاب ، كه آن شهرگرد و بازارى است
. . . با حسن صورت و نيكى سيرت و كمال فضل ، بر قتل برادرش جلال الدين - سيورغتمش ، كه عديل و نظير نداشت ، اقدام كرد . اين معنى موجب نكال دنيا و و بال آخرت او گشت . . . »
حقوق اجتماعى زنان در عهد مغول
به نظر اشپولر « وضع و موقعيت زن نزد مغولان به مراتب آزادانهتر از جوامع عرب بوده است . زنان مغول لااقل تا پايان قرن هفتم ، بىحجاب بودند . همسران بزرگان مغول ، خصوصا زنان اصلى فرمانروا ، براى خود خيمهء اختصاصى داشتند . . . به زنان قسمتهايى از املاك سلطنتى و غنايم جنگى داده مىشد . . .
زنان مغول ، نهتنها وقتى كه رسما فرمانروا بودند بلكه حتى در مواقع ديگر نيز ، در امور دولت دخالت مىكردند . زنان خانوادهء خان نهتنها سفراى خارجى را به حضور مىپذيرفتند بلكه در مراسم انتخاب خان شركت مىكردند . . . موقعيت ممتازى كه زنان نزد مغولان داشتند ، در ايران بىتأثير نبود . نقشى را كه زنى چون تركان خاتون در فارس به عهده داشت ، و اينكه زنى در فارس به اتابكى رسيد ، حاكى از تغيير و بهبود نسبى وضع زنان است . اين دگرگونى تا آن درجه بود كه فخر الدين كرت ، فرمانرواى هرات ، در حدود سال ( 1300 م . ) خود را ناگزير ديد كه با صدور قوانينى ، لزوم حجاب زنان را كه مىرفت نقصان يابد بار ديگر تأكيد كند . » « 1 »
بطوركلى ، زنان حرمسراى مغولان و تيموريان از حقوق و آزاديهاى بيشترى برخوردار بودند . كلاويخو در سفرنامهء خود مىنويسد كه در ضيافتهاى بزرگ دربارى « . . . خانمهاى در - بارى همواره حاضر بودند . كلاويخو ، مىگويد كه هر هشت زن تيمور را ديده است . . . « همسر ميران شاه . . . به افتخار سفيران ، ضيافتى شاهانه داد . در اين پذيراييها ، مهمانان از گوشت اسبان ، كه درسته كباب شده بود ، تناول مىكردند . سههزار قرابه و تنگ شراب در پيرامون مجلس چيده بودند . . . اين مهمانيها از بام تا شام و گاهى تا بامداد روز بعد ، همچنان ادامه مىيافت ، و زنان نيز در اين بزمها پابهپاى مردان مىخوردند و مىآشاميدند . . . » « 2 » او در فصل هشتم سفرنامهء خود ، ضمن گفتگو از خصوصيات تبريز مىنويسد : « . . . در بعضى كاروانسراها كه در آنها
هامش
( 1 ) . تاريخ مغول در ايران ، پيشين ، ص 396 .
( 2 ) . سفرنامهء كلاويخو ، پيشين ، ص 24 .