تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧

زنى كه پادشاهى مىكرد :

در تاريخ بخاراى نرشخى ( مربوط به نيمهء اول قرن چهارم هجرى ) از خاتونى سخن رفته است كه با عقل و كاردانى مدتى حكومت كرده تا نوبت حكومت به فرزندش « طغشاده » رسيده است . وى « پانزده سال ملك داشت و به روزگار او ، عرب به بخارا آمدن گرفتند ، و هربار خاتون صلح كردى و مال دادى . چنين گفته‌اند كه به روزگار ، از وى صائب رأىتر كسى نبود و به اصابت رأى ، ملك مىداشت و مردمان او را منقاد گشته بودند ، و عادت او چنان بود كه هر روز از در حصار بخارا بيرون آمدى و بر اسب ايستادى بر در ريگستان . . . و امر و نهى دادى . . . اينچنين از بامداد تا چاشتگاه نشستى . . . « 1 » ديگر از زنان سياستمدار سيده همسر فخر الدوله است . وى پس از مرگ خواهر خود مجلسى از امراء و علما تشكيل داد ، و پس از شور و مطالعه با آنان به نيابت سلطنت برگزيده شد . اين زن در دوران فرمانروايى شخصا به كارهاى مهم رسيدگى مىكرد . جواب داهيانه‌اى كه او به سلطان محمود غزنوى داد ، و او را از لشكركشى به منطقهء نفوذ خود منصرف كرد ، دليل بارزى بر حسن نيت و كاردانى اوست . يكى ديگر از زنان ماجراجو و زورمند تاريخ ، تركان خاتون مادر سلطان محمد بن - تكش خوارزمشاه است . بطورىكه از تاريخ جهانگشا برمىآيد ، او را درگاه و حضرت و اركان دولت و مواجب و اقطاعات جدا بودى ، و مع هذا حكم او بر سلطان و اموال و اعيان و اركان او نافذ ؛ و بسيار خاندان قديم را واسطه او شد كه منقطع گشت و چون ملكى و يا ناحيتى مسلم شدى ، صاحب آن ملك را بر سبيل ارتهان به خوارزم راندى ، تمامت را در شب به جيحون انداختى ؛ و غرض آن داشتى كه تا ملك پسرش بىزحمت اغيار ، و چشمهء حكم بىغبار باشد . » « 2 »

حكومت تركان خاتون :

در تاريخ كرمان مىخوانيم كه : « بعد از وفات سلطان قطب - الدين ، امراء و اعيان مملكت بر حكومت تركان خاتون اتفاق كردند . . . الحق آن مخدرهء مدبرهء كافيهء خيّره در تعمير ولايت و ترفيه حال رعيت و افاضهء خيرات و اشاعهء حسنات و احترام علما و انعام فضلا به نوعى قيام نمود كه عشر عشير آن از هيچ پادشاهى به ظهور نرسيده . . . تركان خاتون با جمعيت خاطر در اصلاح امور جمهور لشكرى و رعيت قيام مىفرمود . در حومهء گواشير و بلوكات ، قصبات و قراء متعدد احداث نمود . حال تحرير اين كتاب [ 1291 ه . ] در بعضى از رقبات قنوات مطمورهء طافيه ، ناى ( ناى خاتون ) بيرون مىآيد كه بر آن نام تركان خاتون ثبت است . قريهء موسومه به « سرآسياب » و « چترود » كه 6 فرسنگ در شمال گواشير و اكنون معمور است ، از محدثات آن عادلهء كافيه است . . . مدت سلطنت او در كرمان 25 سال بود . بعد از او دخترش پادشاه خاتون به پادشاهى رسيد . » « 3 » در صفحهء 165 تاريخ كرمان ، مىخوانيم كه در سنهء 690 ، پس از مرگ ارغون خان گيخاتو خان ، برادرش ، از روم به آذربايجان آمده ، افسر سلطنت بر سر نهاد و « پادشاه خاتون » را كه زوجهء او بود به سلطنت كرمان فرستاد . . . پادشاه خاتون را لقب صفوة الدين بود . حسن
هامش
( 1 ) . ص 8 به بعد . ( 2 ) . ج 2 ، ص 198 . ( 3 ) . تاريخ كرمان ، پيشين ، ص 155 به بعد ( به اختصار ) .