نباشند و از هرزگى و بوالهوسى و آميزش با هركس خوددارى كنند . زن طمعكار براى نيل به آرزوهاى خود ممكن است خودفروشى كند . ولخرجى و اسراف زن موجب خانهخرابى است . به عقيدهء اين شواليه ، زنها نبايد خواندن و نوشتن بياموزند ، بلكه كار اساسى زنان كارهاى دستى و دوخت و دوز است . دخترها بايد از معاشرت با زنهاى فاسد اجتناب ورزند ، هنگام عبور نبايد با كنجكاوى به راست و چپ و عقب خود نگاه كنند . او در مورد دخترانى كه از پنجرهء منزل سر خود را بيرون كرده به اين طرف و آن طرف نگاه مىكنند ، قضاوت خوبى نمىكند . در دورهء قرون وسطى ، براساس تعليمات مسيح ، مردم اصولا نسبت به زنان نظر مساعدى نداشتند ، بااينحال از قرن دوازدهم به بعد ، در اثر رشد تدريجى نهضت بورژوازى ، موقعيت اجتماعى زنان رو به بهبود نهاد . فيليپ رونوار از زن نجيب و خانهدار تمجيد مىكند . و سنلويى به دخترش ايزابل نصيحت مىكند كه خداپرست و پرهيزكار باشد ، مرض و بيمارى را تحمل و بيچارگان و مستمندان را يارى كند ، نسبت به شوهر و پدر و مادر خويش مطيع باشد ، از لباس و جواهرات به قدر احتياج استفاده كند و زيادى را صدقه بدهد ، و در مقابل كارهاى نيكى كه انجام مىدهد انتظار پاداش نداشته باشد .
به حكايت منابعى كه در دست است ، در اروپاى قرون وسطى نيز زنان بىبندوبارى بودند كه به هيچيك از مقررات مذهبى و اخلاقى توجه نداشتند ؛ چنان كه يكبار زنى هنگام رفتن به بازار با زن آرايشگرى ملاقات مىكند ، آرايشگر به دوست خود مىگويد برويم در فلان كوچه نزد فلانكس شراب بخوريم . آنجا محل مناسب و بىدردسرى است . پس از رسيدن به محل ، خوراك غاز و جوجه و پنير سفارش مىدهند و در نوشيدن شراب زيادهروى مىكنند .
بعد ميل مىكنند كه بروند و برقصند . لباسهايشان را در آنجا گرو مىگذارند و در حال مستى راه مىافتند . در كوچه از شدت مستى به زمين مىخورند و مدهوش و بىحس تا صبح در كوچه باقى مىمانند . صبحگاهان عابرين به گمان اينكه مردهاند ، آنها را به قبرستان بيگناهان مىگذارند .
صبح روز بعد كه يكى از آنها به هوش آمده بود ، به كسانىكه گردش حلقهزده بودند ، گفت :
« بنوشيم باز هم بنوشيم . »
يك كشيش پير در آغاز قرن چهاردهم ميلادى از نجابت زنهاى قديم سخن مىگويد و مىنويسد : كه آنها بيش از سهدست لباس نداشتند : يكدست لباس عروسى ، يكدست براى روزهاى يكشنبه ، و يكدست هم براى ساير روزها . لباسهايشان گشاد و بلند بود ، ولى امروز وضع دگرگون شده و زنها به خودآرايى و زينت سر و صورت خود مىپردازند و گردن و سينهء خود را به مردم نشان مىدهند . » « 1 »
فعاليتهاى سياسى زنان در ايران
در دوران قبل و بعد از اسلام ، مكرر مىبينيم كه زنان در امور سياسى مداخله مىكنند ، و گاه زمام امور مملكتى را در دست خود مىگيرند ؛ چنان كه دو دختر خسروپرويز بنوبت پادشاهى كردند . همچنين در دوران بعد از اسلام در ممالك شرق نزديك گاه زنان عهدهدار امور سياسى بودند .
هامش
( 1 ) . ترجمهء محسن غروى ( قبل از انتشار ) .