تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
ناگفته نگذاريم كه در طول تاريخ ، نام زنان با لقب گونه‌يى همراه بوده ؛ چنان كه امروز گويند : مهرانگيز خانم ، يا فاطمه بانو ، در روزگار قديم خاتون ، بىبى ، ستى ، خديش ، كدبانو و بيگم را نيز به اسامى بانوان مىافزودند .
جان بلب عاشق بيدل رسيد * با غمزاتى كه تو « خانم » كنى
- ايرج ميرزا در نامه‌اى كه خواجه رشيد الدين فضل الله به فرزند خود ، جلال الدين حاكم روم ، نوشته ، در ضمن اندرزهاى فراوان در مورد زنان چنين داورى مىكند : با زنان بسيار صحبت مكن كه قربت ايشان مخل وقار و مقل اعتبار است ؛ چنان كه مولانا نظامى گنجه‌اى گويد :
زن گرنه يكى هزار باشد * در عهد كم استوار باشد زن دوست بود ولى زمانى * چون جز تو نيافت دلستانى چون جز تو كسى دگر ببيند * خواهد كه تو را ، دگر نبيند اين كار زنان پاكباز است * افسون زنان بد ، درازست . « 1 »
خواجه رشيد الدين در جاى ديگر مىگويد : از نزديكى زياد با زنان خوددارى كنيد كه هادم بنيان زندگى و مادهء ضعف و ناتوانى است ؛ چنان كه رئيس ابو على سينا مىفرمايد :
و اياك اياك العجوز و وطئها * فما هى الا مثل سم الا راقم و لا تك فى وطى الكواعب مسرفا * فا سرافه للعمر اقوى الهوادم

رفتار يك زن :

در جامع التواريخ رشيد الدين فضل اللّه ، در وصف زنى دلربا و دلنشين كه چندين شوهر كرد و با هر شوهرى سر سازگارى داشته ، چنين آمده است : از آن خاتون پرسيدند كى اين اميران را چندين خواتين هستند ، چگونه است هريك تو را مىستانند از همه دوستتر مىدارند ؟ جواب داد كى همهء زنان را اندام به همديگر نزديك باشد . چون مرد قادر و حاكم است و زن محكوم ، بايد كى تفحص نمايد هرچ شوهر را رضا بدان باشد ، چنان كند و بر خلاف رضاى شوهر نرود ، و با ميل خاطر او يكى باشد ، و خانهء او را بروفق مراد او نگاه دارد . چون چنين باشد ، لاشك دوستى زيادت گردد . « 2 » بحيره در كتاب خود ، در حق زنان چنين داورى مىكند : « . . . فزونى استرآبادى . . . مىگويد كه از ابتداى خروج ابو البشر از جنت العليا تا حال ، كه از هجرت خير المرسلين يكهزار و بيست و يك سال گذشته ، آنچه از قضاياى عظيمه و قباحات كبيره واقع شده ، از شومى اين ميشوم چند است . . . »

توصيف ابن بطوطه از زنان شيراز

ابن بطوطه ضمن توصيف شيراز دربارهء زنان اين شهر مىگويد : « مردم شيراز خصوصا زنان آن شهر به زيور صلاح و سداد و دين و عفاف آراسته‌اند . زنان شيرازى كفش به پا مىكنند و هنگام
هامش
( 1 ) . آثار الوزراء ، پيشين ، ص 313 . ( 2 ) . ص 283 .