تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
دو چشم آهو و دو نرگس شكفته به بار * درست و راست بدان چشمكان تو ماند كمان بابليان ديدم و طرازى تير * كه بركشيده بود با ابروان تو ماند
- دقيقى

دست سپيد به نظر كسايى

دستش از پرده برون آمد چون عاج سفيد * گفتى از ميغ همى تيغ زند زهره و ماه پشت دستش به مثل چون شكم قاقم ، نرم * چون دم قاقم كرده سرانگشت سياه دو رخساره چون لاله اندر چمن * سر جعد زلفش شكن بر شكن
- فردوسى
آنكس كه سر زلف تو ببريد خطا كرد * زيرا كه همه قصد بلاى دل ما كرد زلفين پر از تاب و خم و بند تو ببريد * تا شهر پر از فتنه و آشوب و بلا كرد
- جبلى در منظومهء ويس و رامين فخر گرگانى ، نيز خصوصيات يك صورت و اندام زيبا با استادى تمام تصوير شده است . ما در اينجا بيتى چند از آن منظومه را نقل مىكنيم :
يكى دختر كه چون آمد ز مادر * شب تاريك را بزدود چون خور كه و مه را سخنها بود يكسان * كه يارب صورتى باشد بدين‌سان چو قامت بركشيد آن سرو آزاد * كه بودش تن ز سيم و دل ز پولاد بنفشه زلف و نرگس چشمكان است * چو نسرين عارض لاله‌رخان است سيه زلفينش انگور ببارست * ز نخ سيب و دو پستانش دو نار است رخش ديبا و اندامش حرير است * دو زلفش غاليه ، گيسو عبير است تنش سيم است لب ياقوت ناب است * همان دندان او در خوشاب است تنش آب است و شير و مى رخانش * هميدون انگبين است آن لبانش دو رخسارش بهار دلبرى بود * كه ديدارش هلاك صابرى بود به چهره آفتاب نيكوان بود * به غمزه اوستاد جاودان بود چو ابر تيره زلف تابدارش * به ابر اندر چو زهره گوشوارش جمال حور بودش طبع جادو * سرين گور بودش چشم آهو تو گفتى فتنه را كردند صورت * بدان تا دل كنند از خلق غارت و يا چرخ فلك هر زيب‌كش بود * بر آن بالا و آن رخسار بنمود
در تاريخ بلعمى خصوصيات يك زن زيبا ، مطلوب و پرثمر ، چنين توصيف شده است : « كنيزكى راست خلقت ، تمام بالا ، نه دراز نه كوتاه ، سفيدروى . . . سفيدى گونهء او به سرخى زده . . . ابروان طاق چون كمان به ميان دو ابرو گشاده ؛ و چشمى فراخ ، سياهى سياه ، سفيدى سفيد ، مژگان سياه و دراز ؛ سرش ميانه نه بزرگ و نه خرد ؛ گردن نه دراز و نه كوتاه ، دو گوشواره بر كتف زند ؛ برى پهن و گود ، پستان كوچك و گرد و سخت . . . انگشتان دست باريك ، نه دراز و نه كوتاه . . رانها فربه و آكنده ؛ زانوها گرد و ساقها ستبر . . . انگشتان پاى خرد و گرد . . . به نسبت از سوى پدر پاك و از جانب مادر كريم ، اگر به نسبت او نگرى به از روى . . . به كار كردن حريص ؛ به دست
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 676 | مرتضى راوندى