تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
در وصف انواع خلايق ، و اين نمره مشتمل بر يكصد و نود و نه نوع است ؛ نوع يك : نوع مجتهدين و فضلا - در اصفهان بسيارند و به شماره در نمىآيد . هيچ ولايت در روى زمين مانند اين بلد فقيه و عالم ندارد ، زيرا كه جمعيت خواص و اسباب سهولت معاش ، از حيث آسايش هوايى و مكانى و مأكولى و مشروبى و غيره ، من جميع جهات ، در اين ولايت جمع است . . . . محصلين علوم از بلاد در اينجا اجتماع مىكنند و فارغ التحصيل كه مىشوند ، براى رياست بلدان به اوطان معاودت مىكنند ، و برخى جهت فراغت و استراحت اقامت را ترجيح مىدهند . قريب الاجتهاد فراوان ، و مجتهد مجاز از صد نفر متجاوز ، مفتى جايز الفتوى و جامع الشرايع متعدد . سپس از عده‌اى از فضلا و علماى صاحب مسند و متعصب عصر خود نام مىبرد . و بعد از طلاب و محصلين علوم در اصفهان سخن مىگويد و مىنويسد كه از بركت موقوفات ، مدارس در اين شهر فراوان است . بعد خانواده‌اى چند از علما را كه هركدام « سلسله » محسوب مىشوند ، نام مىبرد . سپس از حكماى الهى و سران اين گروه نام مىبرد ، و مخصوصا از ملا حسين نائينى به نيكى ياد مىكند ، مىنويسد كه وى مدت 60 سال با تقوى و پاكدامنى زندگى كرده و تحفه و نياز از احدى نپذيرفت . براى امرار معاش به دهات اطراف مىرفت ، و از راه خوشه‌چينى مقدارى جو دستگيرش مىشد و تمام سال با آن زندگى مىكرد ؛ يعنى شبانه‌روز دو سه سير آن را با سنگ و چوب نيم‌كوب مىكرد ، و با آب و نمك در ديزى گلى مىپخت و مىخورد و به طلاب علوم مختلف درس مىداد ، و فيضش به مردم بسيار مىرسيد . تمام دارايى او دو قران ارزش نداشت . سپس از سادات عالى درجات و مشايخ و سلاسل ايشان اسم مىبرد ، و با اين بيان ، به بحث در پيرامون طبقهء روحانيان پايان مىدهد ، و تحت عنوان نوع هفتم ، از اكابر و اعيان ولايت و خانواده‌هايى كه منسوب به صفويه ، نادرشاه ، و كريمخان زند هستند ، و ديگر خانواده هاى متعين آن دوران ، تحت عنوان « سلسلهء مرحوم . . . » اسم مىبرد . و از اقدامات آنها و اولاد و احفاد هر سلسله سخن مىگويد . در نوع هشتم از ميرزايان استيفا و سلاسل ايشان ، كه از قديم در جزو ارباب قلم اصفهان ، صاحبان منصب و مسند بوده‌اند ، ياد مىكند ، و از خانواده‌هايى كه از ديرباز از « مستوفى » برخوردار بودند ، اسم مىبرد . در نوع نهم ، از ارباب مناصب ، كه از قديم و زمان سلاطين صفوى تاكنون مشاغل آنها اسما موروث گرديده و رسما متروك شده ، نام مىبرد و سپس مىنويسد : « مواجب منصبها را همه سال محض رعايت ديوان اعلى ، به صيغهء مستمرى و وظيفه مرحمت مىفرمايند ، الا دو سه منصب كه كماكان در كار و برقرار است . نايب الصدر قديم ، وزير ماليات ، وكيل الرعاياى سابق ، ارباب قلم ، عمال و محررين ، وكيل ماليات ، وكلاى بلوكات و توابع ، وزراء بلوكات و توابع ، وزير صاحب توجيه ، وزير موقوفات ، وزير وظايف ، محتسب ، منجم‌باشى ، نقيب ، كلانتر ، نايب كلانتر ، مشاغلى كه از مناصب مسطوره تا به حال معمول است ، كلانترى است و نقابت . » « 1 »
هامش
( 1 ) . جغرافياى اصفهان ، به كوشش دكتر منوچهر ستوده ، ص 80 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 60 | مرتضى راوندى