مردى كه زن خود را دوست دارد ، و زن نيز او را دوست دارد و كفايت يابند . . . هركه زن ندارد ، دلش آشفته بود ، در همت پراكنده بود . گفتهاند : پنج چيز زندگى را بيفزايد :
آواز خوش شنيدن ، و روى نيكو ديدن ، و بىنيازى از خلق ، و كامرانى ، و علم دانستن . . . » « 1 »
اين نظريهء ارتجاعى نويسندهء بحر الفوايد در مورد زنان خواندنى است : « . . . بر مرگ دختران غم خوردن بيدانشى بود ؛ زيرا كه دانايان گفتهاند : دختر نابود بود ، و چون بود ، مرده بود . » « 2 »
مخالفت نظام الملك با فعاليت سياسى زنان
نظام الملك ، كه سياستمدارى محافظهكار بود ، بشدت با فعاليتهاى سياسى زنان مخالفت مىكرد . وى در كتاب سياستنامه در فصل چهل و سوم « اندر معنى اهل ستر و سراى حرم و حد زيردستان و ترتيب آن » چنين مىنويسد : « نبايد كه زيردستان پادشاه زبردست شوند كه آن خللهاى بزرگ توليد كند و پادشاهى بىفر و شكوه ماند ، خاصه زنان كه ايشان اهل سترند و ايشان را كمال عقل نيست ، و غرض از ايشان گوهر نسل است كه به جاى ماند و هركه از اين اصيلتر بهتر و هركه مستورتر ستودهتر ؛ و هرگاه كه زنان پادشاه فرمانده شوند ، همه آن فرمايند كه صاحب غرضان ايشانرا بياموزند و بشنوانند . . . و به همه روزگارها هر آن زن كه بر پادشاه مسلط شد ، جز رسوايى و شر و فتنه بحاصل نيامد . . . »
زنان سلجوقى :
كليهء اقوام و قبايل خارجى كه در طول تاريخ ايران بعد از اسلام به ايرانزمين حملهورشده و زمام امور سياسى را در دست گرفتهاند ، بتدريج كليهء عادات و سنن قومى خود را از كف داده و به مختصات فرهنگ و تمدن ايران آشنا و مأنوس شدهاند ؛ چنان كه فى المثل مقام و موقعيت زنهاى سلجوقى با تكامل زندگى باديهنشينى ، به شهرنشينى تغيير يافت بطورىكه تامارا تالبوت رايس در تاريخ سلجوقيان آسياى صغير مىنويسد : زنان اين قوم در دوران زندگى اشتراكى و باديهنشينى ، چادر نداشتند و هنگام بروز جنگ ، مانند مردان ، به - يارى پدران يا شوهرانشان با دشمن مىجنگيدند . ولى پس از آنكه تركان سلجوقى بر مسلمين فائق آمدند ، خواهوناخواه تحت تأثير فرهنگ و تمدن كشورهاى اسلامى قرار گرفتند و ديرى نگذشت كه تحت تأثير محيط جديد ، آنها نيز چادر به سر كردند و در حرمها عزلت گزيدند ، و از آن پس ، از شركت در فعاليتهاى اجتماعى و رزمى محروم شدند ، و با قبول مذهب اسلام ، سنن و عادات ديرين را فراموش كردند . بعضى از زنان متمكن و خيرخواه اين قوم ، به تقليد مسلمانان ، پس از مرگ ، براى خود مقبره و كتيبهء مفصلى ترتيب مىدادند و معمولا روى سنگ قبر آنها اعمال خير و ملكات اخلاقى آنها را مىنوشتند . زنان مسيحى كه به زوجيت تركان سلجوقى درمىآمدند بيش از زنان مسلمان در امور سياسى و اجتماعى مداخله مىكردند .
زن غياث الدين كيخسرو دوم كه در بين سلاجقه به « گرجى خاتون » معروف است ، نفوذ قابل ملاحظهاى روى شوهر خود داشت . پس از ازدواج ، بر خلاف مقررات مذهب اسلام ، دستور داد كه روى سكه تصوير مشترك او و زنش را حك كنند . پس از آنكه روى فشار مقامات
هامش
( 1 ) . همان ، ص 447 .
( 2 ) . همان ، ص 58 .