تست ، شوى ديگر نتواند كرد و تو زن ديگر توانى كرد ؛ چهارم آنكه او بىامر تو از خانه بيرون نتواند رفت و تو توانى ؛ پنجم آنكه او از تو ترسد و تو از او نترسى ؛ هفتم آنكه او از تو به تازهرويى و سخن نيكو پسنده كند و تو از وى همهء كارها نپسندى ؛ هشتم آنكه او از همهء خويشان و مادر و پدر ببرد و تو از هيچكس جدا نگردى الا به مراد ؛ نهم آنكه تو كنيزك خرى و بر وى بگزينى و او تحمل كند ؛ دهم آنكه به بيمارى تو خويشتن بكشد و تو به مرگ وى غم نخورى . پس از اين روى ، واجب آيد خداوندان خرد را كه بر زنان رحيم باشند و بر ايشان ستم نكنند كه زن اسير است در دست مرد . و بر خردمند واجب است كه مدارا كند زنان را كه به خرد ناقص باشند و از جهت كمخردى ايشان است كه پيغمبر ( ص ) فرمود :
هن ناقصات العقول و الدين ؛ و نيز هيچكس به تدبير ايشان كار نكند و اگر كند زيان بيند . . . »
غزالى در كيمياى سعادت ، وظايف داخلى زنان را با توجه به مقررات مذهبى مشخص مىكند : « زن تيمار خانه بدارد ، و كار رفتن و پختن و شستن كفايت كند ، كه اگر مرد بدين مشغول شود ، از علم و عمل عبادت باز ماند . » . . . و عمر مىگويد رضى اللّه عنه « پس از ايمان هيچ نعمت نيست بزرگتر از زن شايسته . » « 1 » غزالى در باب ديگر ، از آداب نكاح سخن مىگويد ، و دادن وليمه و شادى كردن و سماع و دف زدن را سنتى پسنديده مىخواند ، و مىنويسد :
كه پيشواى اسلام اجراى اين مراسم را تأكيد كرده است . و در « ادب دوم » مىنويسد :
« خوى نيكو پيش گرفتن با زنان ، و معنى خوى نيكو آن باشد كه ايشان را نرنجانند . . . در خبر است كه زنان را از ضعف و عورت آفريدهاند داروى ضعف ايشان خاموش بودن است و داروى عورت ايشان خانه بر ايشان زندان كردن است . » « 2 » و در ادب سوم مىنويسد : بايد با زنان مزاح و بازى كرد ؛ چنانكه حضرت با عايشه مىدويدند يكبار حضرت جلو افتاد و بار ديگر عايشه . « 3 » مسائل ديگرى كه غزالى در كتاب خود ياد كرده است عبارتند از : 1 ) حفظ تسلط مردان بر زنان
( الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ )
؛ 2 ) مشورت كردن با زنان و بر خلاف آن عمل كردن ؛ 3 ) رعايت اعتدال در غيرت و تعصب ، يعنى تا آنجا كه ممكن است بايد از بيرون رفتن زنان از منزل جلوگيرى كرد و نگذاشت كه آنها از روزن و بام خانه به مردان نگاه كنند . در همين كتاب مىنويسد كه حضرت رسول از فاطمه ( ع ) سؤال مىكنند : زنان را چه بهتر ؟ فاطمه جواب مىدهد : « آنكه هيچ مرد ايشان را نبيند . . . » « 4 » نابينايى در خانه رسول عليه السلام آمد ، و عايشه و زنى ديگر نشسته بودند ، برنخاستند و گفتند كه نابيناست ، رسول گفت : اگر وى نابيناست شما نيز نابيناييد ؟ » « 5 »
در مورد زنان نافرمان ، مىنويسد : « . . . چون زنى بىفرمانى كند و اطاعت شوى ندارد ، ورا به تلطف و رفق به طاعت آرد . اگر طاعت ندارد ، خشم گيرد و در جامهء خواب ، پشت به سوى وى كند . اگر طاعت ندارد سه شب جامهء خواب جدا كند . پس اگر سود نداد ، وى را بزند ؛ چنانكه بر روى نزند و سخت نزند كه جايى بشكند . و اگر در نماز يا كار دين تقصير كند ، روا بود كه بر وى خشم گيرد ماهى . . . كه رسول عليه السلام يك ماه ، از جملهء زنان خشم گرفت . در مورد نزديكى با زنان تأكيد شده است كه مرد نبايد كه بر زن افتد چون ستور » يعنى مردان مانند حيوانات نبايد با زنان نزديكى كنند ؛ بلكه بايد قبل از نزديكى از طريق
هامش
( 1 ) . همان ، ص 42 - 241 .
( 2 ) . همان ، ص 248 .
( 3 ) . همان ، ص 249 .
( 4 ) . همان ، ص 250 .
( 5 ) . همان ، ص 251 .