ديدم در خواب ؛ گفت : راست گفتى كه روى سياهم كه امشب دخترى آمد مرا . . .
و بدانك زنان نيك باشند ولى اندك باشند ، و قوام عالم بديشان است ؛ و مردان از ايشان زايند و حق شير دادن و حضانه دارند . اگرنه ايشان اطفال را تيمار دارند كه تيمار تواند كردن ؟ و باشد كه در ميان زنان زنى باشد كه چندان عقل و كفايت دارد كه صد مرد نداند . . . » « 1 » در جاى ديگر در ذكر خواص زنان مىگويد : « . . . اگر زن حايض بنگرد در آينه تاريك شود ، و گريه كند . . . و جماع با زن حايض دل كور كند و فرزند ابله زايد . . . » « 2 »
خواجه نصير الدين طوسى براى جلوگيرى از طغيان شهوت ، زنان را به كار و كوشش و فعاليتهاى گوناگون ، تبليغ و تحريص مىكند . به نظر او :
اگر زن از ترتيب منزل و تربيت اولاد و تفقد مصالح خدم فارغ باشد ، همت بر چيزهايى كه مقتضى خلل منزل بود مقصور گرداند و به خروج و زينت به كار داشتن از جهت خروج ، و رفتن به نظارهها و نظر كردن به مردان بيكار مشغول شود تا هم امور منزل مختل گردد و هم شوهر را در چشم او وقعى و هيبتى نماند . « 3 »
نظريات علمى و دقيق خواجه ، شعر ابو العتاهيه را به خاطر مىآورد كه مىگويد :
ان الشباب و الفراغ و الجده * مفسدة للمرء اى مفسده
( جوانى و بيكارى و توانگرى مايهء فساد و تباهى مرد است و در حقيقت ، بدترين مايهء تباهى و گمراهى است . )
خواجه نصير الدين طوسى در اخلاق ناصرى ، فصل سوم ، « در معرفت سياست و تدبير اهل » بتفصيل از اخلاق و خصوصيات زنان و امتياز زن خوب از زن بد ، وظايف مردان نسبت به زنان و بالعكس سخن مىگويد . » « 4 »
داورى نظام الملك در حق زنان
نظام الملك مىنويسد : « در خبر است كه رسول ( ص ) فرموده است كه با زنان مشورت كنيد ، اما هرچه زنان گويند به خلاف آن بايد كرد تا صواب آيد و لفظ خبر اين است : « شاوروهن و خالفوهن » اگر زنان تمام عقل بودندى پيغامبر عليه السلام اين نگفتى . . . » « 5 »
اى كاش نظام الملك زنده بود و مىديد كه امروز كشورهايى هستند كه با كفايت و سياست و كاردانى زنان اداره مىشوند . و نيمى از فعاليتهاى اجتماعى و اقتصادى جهان مولود سعى و تلاش آنان است .
زن خوب :
« در اين جهان بهشت به سه چيز بيابى : روى نيكو كه در خانه دارى ، و خوى خوش و آواز خوش ، با خوردنيهاى خوش . مردى كه زنى نيكو و پارسا در خانه دارد ، وى در بهشت است ، زيرا كه زنان نيكو نگهبان دين باشند از حرام . . . دو كس اندر جهان بهشتىاند :
هامش
( 1 و 2 ) . عجايبنامه ( نسخهء خطى ) ( به نقل از محمد تقى دانشپژوه ، « مقاله » ، راهنماى كتاب ، سال سوم ، شمارهء 1 ، ص 28 ) .
( 3 ) . اخلاق ناصرى ، ص 191 .
( 4 ) . ر . ك : همان ، ص 187 به بعد .
( 5 ) . بحر الفوايد ، پيشين ، ص 70 .