زيباى رنگارنگ و ابريشمين را از سر برمىداشتند و كفشها را از پا بيرون مىكردند . بلافاصله خدمتكاران با لباسى آراسته و قيافهاى متبسم ، درحالىكه گلابدانى نقرهاى در كف داشتند ، به مهمانان نزديك مىشدند و در دست هريك از آنان گلاب مىريختند ، و به آنان بادبزن و فوطهء ابريشمين مىدادند ، تا چادر خود را در آن بگذارند . بتدريج ، هريك از مهمانان بر روى بالش و مخدهاى كه براى آنان پيشبينى شده بود مستقر مىشدند و گفتگوهاى پايانناپذير زنان ، در موضوعات مختلف آغاز مىشد ، و راجع به شكل و مد لباسها ، طرق خودآرايى و بزك ، امور خرافاتى و عقيدتى و راه دلبرى از شوهران و ديگر مسائل مربوط به زنان ، نظير عروسى ، تولد نوزاد و مخارج زندگى ، در تمام مدت روز صحبت و گفتگو مىكردند . انديشههاى خرافى در زندگى مردم آن روزگار تأثيرى عميق داشت ؛ كسانى كه غيبگويى يا پيشگويى مىكردند ، فروشندگان حرز و تعويذ و معجونها و مشروبات شهوتانگيز و جادوگران مورد توجه عموم بودند .
همينكه موقع خوردن عصرانه فرا مىرسيد ، خدمتكاران با سينيهاى بزرگ كه با انواع « خوراكيها » و آچارها و نقلها و حلواها تزيين شده بود ، نزد بانوان مىآمدند و آنها با ميل و اشتهاى فراوان به خوردن ، مشغول مىشدند ، و با حركاتى عشوهانگيز ، بازوبند و دستبند خود را به صدا درمىآوردند ، و با مهارت انگشترى و ناخنهاى براق و درخشان خود را به رخ رقيبان مىكشيدند . براى تفريح خاطر بانوان ، خوانندگان و رقاصههاى زن ، هنرنمايى مىكردند گاه هيأتى از خنياگران ، خوانندگان و جوارى ( كنيزان ) در اين مجالس شركت مىكردند ، استادانى هنرمند كه از نعمت بينايى بىنصيب بودند مىتوانستند در حرم وارد و با ديگر نوازندگان همكارى كنند . زندگى زنان با اينكه كمابيش به خوبى مىگذشت ، از لحاظ روحى و سطح فكر ، بسيار منحط و پايين بود .
معذلك به حكايت مدارك گوناگون تاريخى در قرن يازدهم و دوازدهم ، ميلادى ، بعضى از زنان به مشاغل آزاد ، نظير خياطى و نويسندگى ، شاعرى ، ستارهشناسى ، و طبابت مشغول بودند ، و برخى ديگر در عالم تصوف و امور مذهبى و تعليم و تربيت اطفال و پزشكيارى و پرستارى و كارهاى گمركى مهارت و استادى داشتند .
جمعى ديگر از زنان در بعضى نقاط ، مانند رى ، سيستان ، فسطاط و دهلى به زمامدارى و فرمانروايى رسيدند ؛ مانند « سيدة ملكه خاتون » ، مادر مجد الدوله ، ( كه مزارش نزديكى تهران هنوز باقى است ، و سلطان محمود از او حساب مىبرد . ولى بدون شك ، اين موارد استثنايى بود ، و اشتغال به اين كارها با داشتن حجاب منافاتى نداشت . روزگار اكثريت قريب به اتفاق زنان وابسته به طبقات متوسط و محروم ، به كارها و فعاليتهاى گوناگونى براى ادارهء امور منزل و افزايش عايدى خانواده سپرى مىشد . « 1 »
زنان كشاورز در مزرعه و جاليز به يارى شوهران خود مىپرداختند ؛ و چون بيشتر
هامش
( 1 ) . در نواحى ساحلى درياى خزر ( گيلان و مازندران ) از ديرباز ، مهمترين فعاليتهاى كشاورزى به عهدهء زنان بود در كتاب حدود العالم ، كه در سال 372 هجرى تأليف شده ، ضمن توصيف ديلمان مىنويسد : « . . . اين ناحيت گيلان ناحيتى آبادان و با نعمت و توانگر است ، و كار كشت و بزر همه زنانشان كنند و مردانشان را هيچكار نيست مگر كه حرب . . . »