تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
قوىهيكل همبستر شوند ، به اين اميد كه صاحب فرزندى رزمجو ، شجاع و غارتگر شوند . » « 1 »

حجاب در كشورهاى اسلامى

حجاب پس از اشاعهء اسلام بيشتر در بين طبقات ممتاز و متمكن رايج بود « . . . در شرق ، . . . با گسترش اسلام ، در قرن نهم ميلادى ( سوم هجرى ) در حجاب زنان وضعى كمابيش انقلابى پديدار شد ؛ زيرا در اين دوران ، دهها ميليون زن وابسته به طبقات زحمتكش ، نظير كارگران و دهقانان و كنيزان تازه‌مسلمان ، چون حجاب را مانع كار و فعاليت روزانهء خود مىديدند ، از استفادهء از آن سرباز مىزدند . به اين ترتيب ، زنانى كه اغنام و احشام را در مراتع و مزارع مىچرانيدند ، رختشويانى كه كارشان شستن لباس در كنار رودخانه‌ها بود ، گروه عظيم زنان ريسنده ، رنگرز ، بافنده و غيره كه ساكنان « ربض » ( يعنى بيرون شارستان و محلات كارگرى ) بودند ، هرگز نمىتوانستند خود را در چادر محبوس كنند و از فعاليتهاى روزانه دست بكشند . به اين ترتيب ، در آن دوران ، تنها « حرات » قهندزها و « ستىها » « 2 » ى شهرستانها ، يعنى زنان امرا و خواجگان و خواجه‌شماران ، كه عبارت باشند از زنان طبقات ممتاز ، كه كار مشخصى نداشتند ، خود را در حجاب مخفى مى - كردند . بنابراين ، حجاب معرف مذهب نبود ، بلكه فقط نجابت و برترى اجتماعى زنان را مشخص مىكرد . تا در حدود 1880 م . ( 1298 ه . ) چادرهاى زنان رنگارنگ و بسيار زيبا بود . در اين وقت ، سياحان و جهانگردان فرنگى كه به اسلامبول مىآمدند ، از زنان مسلمانى كه در قبرستانها ايستاده بودند عكسبردارى مىكردند . اين امر ، و انتشار رمان « پيرلوتى » به نام
Aziadee
( يعنى آزاده خانم ) ، كه داستان معاشقات يك‌نفر فرنگى با زوجهء يك افندى مسلمان است ، موجب نارضايى سلطان عبد الحميد خان شد ، و فرمود كه من بعد خانمها چادرهاى سياه بپوشند و پيچه بزنند ، و اين عادت كم‌كم به ساير بلاد از جمله به تبريز و تهران سرايت كرد ؛ و بعدها ( در عهد آتاترك ) كشف حجاب نيز از 1924 ( 1343 ه . ق ) به بعد كه در اسلامبول معمول شد و بعد به تهران راه يافت . در نتيجه ، زنها مانند مردها ، مقلد صرف عادات ظاهرى اروپاييان و تابع « مد » پاريس و لوس‌آنجلس شدند . چون سن دختران از نه سالگى مىگذشت ، كاملا از روش و سنن مادران خود پيروى مىكردند . موضوع ديگرى كه بعضيها از مفهوم آن اطلاع صحيحى ندارند « حرم » است . حرم به معنى دقيق كلمه ، به منطقه و حريم مقدسى گفته مىشد كه زنان در آنجا منزل داشتند ، يعنى آن بخشى از منزل ، كه خانواده ، يعنى زنها و بچه‌ها در آن سكونت مىكردند و كاملا به روى اجانب بسته بود . قبل از اسلام زنان وابسته به طبقات ممتاز محدوديتهائى داشتند ولى با قبول اسلام اين محدوديتها تثبيت شد اما زنان وابسته به طبقات محروم در تمام ساعات در كوى و برزن به كار و فعاليتهاى معمولى خود مشغول بودند . حرمسرا ، عبارت از ساختمانى بود شامل حياط مشجر و گلكارىشده ، و آبدان و ايوان
هامش
( 1 ) . مأخوذ از : صحيح بخارى . ( 2 ) . خاتون .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 648 | مرتضى راوندى