تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
آن را ببينند ، و كرم خدا را بدانند . هرگز آن را نخواهم پوشيد . به خدا من عيبى ندارم كه كسى از آن سخن تواند گفت . « 1 »

محلل :

عايشه نقل مىكند : « من و ابو بكر در حضور پيامبر بوديم كه زن رفاعه نزد او آمد و گفت : يا رسول خدا من زوجهء رفاعه بودم ، او مرا مطلقه ساخت و با تكرار سه‌بار صيغهء طلاق ، طلاق مرا قطعى كرد . بعد از او به زوجيت عبد الرحمن بن زبير درآمدم . اما يا رسول الله ، او فقط چيزى شبيه ريشهء اين چادر دارد . . . پيامبر فقط تبسمى بر لب آورد و به آن زن گفت : شايد ميل تو اين باشد كه نزد رفاعه بازگردى ، اين كار ميسر نيست مگر اينكه با اين شوهر نزديكى كنى ؛ و اين رويه پس از اين واقعه سنت گرديد . » « 2 »
( فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ )
. به اين ترتيب ، در اسلام اگر كسى سه‌بار زن خود را طلاق داد ديگر روا نيست آن زن و شوهر بار ديگر به هم نزديك شوند مگر اينكه زن به ديگرى شوهر كند . پس از پايان عده ، براى آنكه طلاق شرعى تحقق يابد بايد بر جريان طلاق دو مرد مسلمان عادل گواهى دهند . مخصوصا تأكيدشده كه در ايام عده ، زنان را از منازل و خانه‌هايشان بيرون نرانند
( لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ )
، در نفقه و مسكن به آنها آزادى نرسانند . بايد به زنانى كه حامله هستند تا وضع حمل ، نفقه بدهند . و اگر پس از وضع حمل فرزند شما را شير داد بايد اجرت او را با قرارداد متعارف بين خود بپردازيد پس از سپرى شدن دوران عده ، نبايد زنان را از شوهر كردن منع كرد ، و نيز نبايد آنها را آزار و اذيت نمود تا از تمام يا قسمتى از مهر خود درگذرند . اگر زن مطلقه ، حامله است تا دو سال پس از وضع حمل ، بايد مرد نفقه و كسوهء او را بدهند . به اين ترتيب ، پس از ظهور اسلام ، مناسبات زن و مرد كه سخت آشفته و درهم بود تا حدى نظم و قرار گرفت . بطورىكه علامهء شبلى پاكستانى نوشته است ، قبل از اسلام ، بين اعراب ، زن به كلى از حق الارث محروم بود ؛ پدر كه مىمرد ، زنانش مثل ساير اموال بين پسرها تقسيم مىشد . گاه در جريان نكاح ، دو مرد زنان خود را براى مدت معينى مبادله مىكردند . اگر چند مرد با يك زن آميزش مىكردند و روز دوم و سوم ، آن زن پيش يكى از آنها آدم مى - فرستاد و پيغام مىداد من از شما حمل برداشته‌ام ، طفلى كه بعدا به دنيا مىآمد اولاد آن مرد شمرده مىشد . اگرچند مرد با يك زن همبستر مىشدند ، هروقت فرزندى پيدا مىشد يك‌نفر قيافه‌شناس براى حل مسأله مداخله مىكرد . وقتىكه او مىگفت كه اين نطفهء فلان شخص است ، طفل نوزاد اولاد آن شخص محسوب مىشد . . . « 3 » بعضى از مردها كه اولاد پسر مىخواستند ، زنانشان را وادار مىكردند كه با مردان
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدن ( تمدن اسلامى ) ، كتاب چهارم ، بخش دوم . ص 113 . ( 2 ) . ر . پ . آ . دزى ، فرهنگ البسهء مسلمانان ، ترجمهء حسينعلى هروى ، ص 26 به بعد . ( 3 ) . ر . ك : حسن صدر ، حقوق زن در اسلام ، ص 238 .