تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
در آنجا گوشت خوك مانند گوشت گوسفند مىفروختند و زنان و مردان ايشان بر دكانها نشسته شراب مىخوردند بىتحاشى . » زنان روستائى مناطق شمالى ( گيلان و مازندران ) از صدر اسلام تاكنون همواره بىحجاب و از آزادى بيشترى برخوردار بودند . ابو دلف در سفرنامهء خود ، ضمن گفتگو از چشمه‌هاى گوگرد زرد ، مىنويسد : مردم دورق بلندنظر هستند ، و اين صفت در ساير مردم اهواز ديده نمىشود . « بيشتر زنان آنجا دستى را كه به سويشان دراز مىشود ، رد نمىكنند و مردان آن منطقه كم‌غيرتند . » وى در جاى ديگر ضمن گفتگو از نيشابور و زنان اين ناحيه مىنويسد : « زنان نيشابور زيباروى ، از مردى كه به آنها اظهار ميل مىكند ، رو برنمىگردانند . . . » محمد غزنوى ضمن داستان خانه‌نشينى زن شيخ احمد جام ، چنين مىنويسد : كه چون زنش بدون اجازه به ديدن كسان خود رفت ، شيخ در مقام اعتراض به وى چنين گفت : « تو هم‌چنين خواهى كرد كه اين زنان ديگر مىكنند ؛ گاه به در مىروند و گاه به - خانه‌هاى دوستان و خويشان . تو ندانى كه بىدستورى شوهر ، نشايد از خانه خود بيرون رفتن ؟ ابن مستوره گفت : خطا كردم ، بعد از اين ديگر نروم . گفت : اگر خطا كردى يا صواب ، بعد از اين اگر بيرون روى و يا پاى از خانه بيرون نهى آنگه سخن ما نه راست باشد . « 1 » از اين پس ، زن مفلوج مىشود و فقط در ساعاتى كه شيخ در خانه است از بركت وجود او حركت مىكند . درجهء خودخواهى اين صوفى را ببينيد !

زنان نامدار

در كتاب صد شخصيت نامدار در عالم اسلام ، در مورد عايشه ، چنين مىخوانيم : « 8 سال قبل از هجرت متولد شد ( 614 بعد از ميلاد ) زنى بسيار زيرك بود . مدت 10 سال با پيغمبر به سر برد . باوجود جوانى ، از بركت هوش سرشار يك محدث معتبر در عالم اسلام به شمار مىرود . حافظه‌اى بس قوى داشت . سؤالهايى كه زنها از پيغمبر مىكردند و او شنيده بود همه را به خاطر داشت . هيئتهايى كه از مناطق مختلف آمده بودند و خطبه‌هايى را كه حضرت خوانده بود فراموش نكرده بود . سؤالهاى بسيار دقيق و ظريفى دربارهء دين جديد از پيغمبر كرده است ؛ به همين جهت ، عده‌اى او را بزرگترين طلبه و محدث زن در عالم اسلام مىدانند . در دورهء ابو بكر و عمر ، موقعيت اجتماعى خود را حفظ كرد . هميشه نظريات او مورد استفادهء شخصيتهاى اسلامى قرار مىگرفت ، ولى بعد از قتل عثمان ، ساكت ننشست و با مخالفان على همداستان شد . . . در دورهء معاويه ، پس از 67 سال زندگى ، درگذشت . معاويه از عايشه سخت مىترسيد ، زيرا او شديدا با اقدامات او مخالف بود . زنى باسواد ، سخى ، متواضع ، ساده‌دل و باهوش بود . زندگى ساده‌اى داشت ؛ در اتاق كوچكى زندگى مىكرد ، غالبا در زمان حيات پيغمبر ، از غذاى كامل بىنصيب بود . در شب مرگ پيغمبر نه چراغى داشت كه روشن كند و نه غذايى داشت كه بخورد . در دورهء عمر كه همراهان پيغمبر و زنهاى او پولهاى زيادى مىگرفتند عايشه هرچه مىگرفت بين بينوايان تقسيم مىكرد . يك‌روز در ماه رمضان ، عبد اللّه زبير به او يك كيسه درهم داد ،
هامش
( 1 ) . شيخ احمد جام ، پيشين ، حكايت 16 ، ص 15 .