تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢

اختيارات مالى زنان

« ناگفته نماند كه اسلام ، زن را مالك بالاستقلال دارايى خود شناخته و مرد يعنى ( پدر ، شوهر ، پسر و برادر ) را هيچگونه حق دخالتى در امور مالى زن نداده است . بنابراين ، زن در كليهء معاملات حقوقى از عقود و ايقاعات ، مختار و آزاد است ، و در وصيت هم اختيار كامل دارد كه به هرنحوى كه ميل داشته باشد اموال خود را با رعايت حدود و مقررات شرعى ، مورد وصيت قرار دهد . اسلام سهم الارث دختر را نصف پسر و سهم زن را نصف شوهر و حق خواهر را نصف برادر معين كرده است . منطق نقصان ميراث دختران و زنان اين است كه در شريعت اسلام ، بار گران زندگى و كفالت مخارج و مصارف ضرورى خانواده منحصرا به دوش مرد تحميل شده است . » « 1 »

محدود كردن تدريجى اختيارات زنان

ابراهيم نخعى حكايت كرد كه عمر بن خطاب ( رض ) مردان را از گردش با زنان بازداشت ، و مردى را ديد كه با زنان نماز مىخواند . تازيانه‌اش زد ، آن مرد گفت : « اگر كار نيكى كرده باشم تو ستم كرده‌اى ، و اگر بد كرده‌ام مرا نياگاهانيدى . » عمر گفت : « آيا قصد مرا ندانسته‌اى ؟ » گفت : « نه . » پس تازيانه را به سوى او انداخت و گفت : « قصاص كن . » مرد گفت : « امروز قصاص نمىكنم . » گفت : « پس ببخش . » گفت : « نمىبخشم . » همچنان از هم دور شدند و فردا نيز وى را ديد و رنگ چهرهء عمر دگرگون شد . آن مرد گفت : « اى امير المؤمنين ، گويا رفتار من تو را متأثر كرده است . » گفت : « آرى . » گفت : « گواه باش كه تو را بخشيدم . » « 2 » به نظر ابن اخوه : « چون محتسب مردى را ببيند كه با زنى در راه عمومى ايستاده است و به آن شك نبرد ، نبايد متعرض آنان گردد . . . اما اگر در راه خلوت و جاى مشكوك ايستاده باشند ، بايد آنها را بازدارد ، ولى در تأديب شتاب نكند . . اما منع ايشان ، بايد برحسب قراين و امارات باشد . ابو ازهر حكايت كرده است كه پسر عايشه مردى را ديد كه با زنى در سر راهى سخن مىگويد ، به او گفت : اگر محرم تو باشد ناشايست است و اگر نباشد ناشايست‌تر . » « 3 » ابن اخوه در جاى ديگر مىنويسد : « منجمان و نامه‌نگاران نبايد بر دروازه و كوچه و دكان بنشينند ، بلكه بايد در شارع بنشينند ، زيرا بيشتر كسانى كه نزد آنان مىآيند زنانند . در روزگار ما گروهى از جوانان و كسان ديگر بىآنكه نيازى داشته باشند در نزد منجمان و نامه‌نگاران مىنشينند تا با زنانى كه به قصد طالع‌بينى يا نامه‌نويسى در آنجا مىباشند ، گفتگو كنند و اين امر ، سبب تباهيهايى مىشود كه گفتنى نيست . ازاين‌روست كه اگر بر شارع عام باشند بهتر است . . . نامه‌نگاران نيز نبايد براى زنان نامه‌اى خطاب به مردان بيگانه بنويسند ، بلكه نويسندگى آنان بايد محدود به امور عادى باشد . . . » « 4 » هرچه از آغاز نهضت اسلامى دور مىشويم ، موقعيت اجتماعى زنان بدتر و وضع عمومى
هامش
( 1 ) . ر . ك : حسن صدر ، حقوق زن در اسلام ، ص 261 و 273 . ( 2 ) . آيين شهردارى ، پيشين ، ص 29 . ( 3 ) . همان ، همان ص . ( 4 ) . همان ، ص 85 - 184 ( به اختصار ) .