تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
اين سخن بر حضرت گران آمد و طلاقش داد . 2 ) فاطمه ، دختر ضحاك كلابى ، كه در شب زفاف تا حضرت به دو روى نمود گفت : « اعوذ بالله من الشيطان الرجيم » حضرت از اين گستاخى و بيمهرى خشمگين شد ، او را ناكام به خانهء كسانش واپس فرستاد . سه همسر مدخولهء ديگر هم داشت كه پيش از وى وفات يافتند . 6 ) خديجه ، دختر خويلد بن اسد بن عبد العزى بن كلاب ، كه قبلا دو شوهر يا بيشتر كرده بود ، و حضرت در حالىكه مردى پرشور و انقلابى بود ، در مكه با وى كه زنى چهل ساله و با شخصيت بود ، ازدواج كرد . 7 ) زينب ، دختر خزيمة بن حارث بن عبد الله از نسل عامر بن صعصعه ، كه قبل از ازدواج با محمد ( ص ) چندين شوهر كرده بود . 8 ) ريحانه ، دختر زيد بن عمرو بن خناقه ، كه او هم شوهر داشت ، ولى در جنگ اسير و جزو غنايم ، سهم حضرت شد . آن بزرگوار او را آزاد و سپس با او زناشويى نمود . غير از آنچه گفتيم نه نفر عيال دائمهء مدخوله هم داشتند كه در حال فوت و بعد از حضرت ، مجتمعا زنده ماندند و هريك تا مدتى با حفظ عنوان زوجهء رسول با احترامات و امتيازات مربوطه زيست كردند ؛ بشرح زير كه به ترتيب تاريخى نوشته مىشود : 1 ) دوشيزه عايشه ، دختر ابى بكر ، كه سال پيش از هجرت در مكه در حالىكه شش يا هفت ساله بود حضرت پيغمبر وى را به عقد نكاح خود درآورد ، اما تصرف نكرد ، تا در مدينه در سن 9 سالگى ، در ماه شوال ، با وى عروسى فرمود . عايشه در موقع وفات حضرت ، 18 ساله بود و قريب 70 سال عمر كرد . غير از عايشه ديگر حضرت با دختر باكره‌اى ازدواج نكرد . 2 ) ام سلمهء هند ، دختر ابى امية بن مخزوم كه تاريخ ازدواج او سال دوم هجرى است . 3 ) حفصه دختر عمر را هم در سال دوم هجرت گرفت كه تا آخر خلافت على ( ع ) زنده بود و در مدينه مرد . 4 ) زينب دختر جحش اسدى كه شوى قبلى او زيد بن حارثه است و در اطراف اين عروسى بىخبران سروصدايى به راه انداختند در حالى كه زيد ويرا طلاق داد ، و محمد ( ص ) او را گرفت 5 ) جويريه دختر حارث ؛ 6 ) رهله ام حبيبه ، دختر ابو سفيان ، كه در سال هشتم هجرت عيال حضرت شد . 7 ) صفيه دختر حى بن اخطب ؛ 8 ) سوده ( بفتح سين ) ؛ 9 ) ميمونه دختر حارث . » « 1 » « به نظر ويل دورانت و عده‌اى ديگر از صاحبنظران ، هدف پيشواى اسلام از اين ازدواجها اشباع تمايلات جنسى نبود ، بلكه بعضى از آنها مصلحتى و به قصد نيكوكارى و ترحم بود . مثلا ازدواج حضرت با حفصه دختر عمر يا عروسى با دختر ابو سفيان ، بيشتر جنبهء سياسى داشت . و محمد ( ص ) مىخواست با اين تدابير ، موجبات دوستى دشمنان قديم را فراهم سازد . » « 2 » ويل دورانت در جاى ديگر ، به نكتهء ظريفى اشاره مىكند و مىنويسد : « مرد ذاتا طبيعت چندهمسرى دارد . و فقط نيرومندترين قيود اخلاقى ، ميزان مناسبى از فقر ، و كار سخت ،
هامش
( 1 ) . مأخوذ از مقالهء مشروح شادروان فردوسى فراهانى ( قبل از انتشار ) . ( 2 ) . تاريخ تمدن ، ( عصر ايمان ) كتاب چهارم بخش دوم ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، ص 33 .