تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
خانه‌هايى كه ساير زنان پيغمبر در آن سكونت داشتند نيز همين وضع را داشت . از طرف ديگر ، رشد نهضت محمدى موجب آن گرديد كه سيل جمعيت از هر نوع به طرف مسجد سرازير شود و هرروز اين وضع فزونى مىگرفت . در چنين شرايطى ، تعجبى ندارد اگر محمد ( ص ) تحت تأثير پيروانى از نوع عمر ، كه مردى سختگير و خشن بود ، قرار گرفته باشد ؛ و با توجه به وضع كشورهاى مترقى همجوار كه زنان در آنجاها نيز در نوعى عزلت و حجاب زندگى مىكردند ، براى جامعهء اسلامى نيز حجاب را ضرورى تشخيص داده باشد . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا زنان حضرت و از جمله عايشه ، بر اين محدوديت و فقدان آزادى اعتراض نكردند ، و آيا عايشه و ديگر زنان عرب بدون گفتگو ، حاضر شدند آزادى شخصى را ، كه به آن شدت بر زنان عرب معاصر ، حكومت مىكرد از كف بدهند و عملا تسليم شوند . ناگفته نماند كه تقريبا مقارن همين زمان بود كه عايشه در معرض شديدترين آزمايش دوران جوانيش قرار گرفت . اين واقعه را عموما به مسألهء « افك » تعبير كرده‌اند . » « 1 »

ريشه تاريخى :

در سال پنجم هجرت ، داستان « افك » و تهمت به عايشه روى داد ؛ به اين ترتيب كه در مراجعت به مدينه ، چون به منزل رسيدند ، ديدند هودج خالى است . پس از مدتى ، عايشه را ديدند كه در پى كاروان بر شترى سوار و صحابيى به نام صفوان ، مهار شتر را گرفته و از راه رسيد . شهرت عجيبى در لشكر پيچيد ؛ نه‌تنها منافقان ، بلكه عده‌اى از مسلمانان ، زبان به طعن امّ المؤمنين گشودند . قضيه را خود عايشه چنين مىگويد : « در موقع توقف اردو ، به قضاى حاجت رفتم ، گردنبندم گم شد . براى يافتن آن ، معطل شدم . وقتى كه به لشكرگاه گشتم ، قافله رفته بود . در اين ميان ، صفوان كه بر عقب مانده بود ، رسيد ، مرا بر شتر خود نشانده به منزل آورد . » اين پيشامد ، پيغمبر را متألم كرد . مدتى عايشه را ترك كرد . طبرى مىنويسد كه صفوان جوانى بود خوش قامت و خوبروى . حضرت على ( ع ) به پيغمبر گفت : « رها كن اين خبيثه را برود پى عشقبازى خود ؛ براى تو زنهاى ديگر كم نيست . » ولى پيغمبر به اين سخن عنايت نفرمود . بعضى از صاحبنظران معتقدند با توجه به اين عوامل ، و براى جلوگيرى از تكرار اين اتهامات ، آيهء حجاب نازل شد . « 2 » علاوه بر اين ، متعاقب اين گفتگوها وحى بر برائت عايشه و توبيخ تهمت‌زنندگان نازل گرديد . پس پيغمبر عايشه را مژده داد ، و چهار تن تهمت‌زنندگان را حد زد . حكم لزوم چهار شاهد در دعوى زنا ، در طى اين آيات ، مقرر شده است :
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ . »
( و آنان كه به زنان مؤمنه نسبت زنا دهند و چهار شاهد عادل بر دعوى خود نياورند ، آنان را به هشتاد تازيانه كيفر دهيد و ديگر هرگز شهادت آنها را نپذيريد كه مردمى فاسق و نادرستند . ) [ سورهء نور ، آيهء 4 ]

زنان پيشواى اسلام

راجع به تعداد زنان حضرت ، بين محققان وحدت نظر نيست ؛ بعضى 30 و عده‌اى 21 تن نوشته‌اند . ولى قول مشهور 14 زن است به شرح زير : 1 ) اسماء دختر نعمان جوينى ، كه حضرت در حجله به دو گفتند ، بيا ، او گفت ، خير تو بيا .
هامش
( 1 ) . عايشه ، همسر پيغمبر ، ترجمهء سيد غلامرضا سعيدى ، ص 38 و 42 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 51 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 627 | مرتضى راوندى